ای مسلمانان غم دلدار زارم میکشد
نامسلمان دلبری از انتظارم میکشد
آمد آن شیرین پسر با تیغ خونریزم به سر
کوری چشم رقیب امروز زارم میکشد
گفت خواهم کشتن و در خاک و خون افکندنت
خوشدلم زآن رو که با صد اعتبارم میکشد
درد یاری داشتم دل خوش به وصل دلبری
هجر آن دلدار و یاد آن دیارم میکشد
دوش داد او وعدهام خاقان که خواهم آمدن
وعده داده است اما ز انتظارم میکشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.