از نگاهی درد ما را چاره کرد
چون نهانی سوی ما نظاره کرد
عشق دامنگیر او شد این مگوی
دامن یوسف زلیخا پاره کرد
این دل تو سختتر از سنگ بود
رخنه اشک من به سنگ خاره کرد
چاره دیوانه جز زنجیر نیست
زلف تو دیوانگان را چاره کرد
آن چه با من کرد طفل اشک من
با زلیخا کودک گهواره کرد
از نگاهی آن غزال شیرگیر
آرمیده وحشیی آواره کرد
آه خاقان از غم آن ماهرو
تیرهروی ثابت و سیاره کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.