از گل رخ گلاب میریزد
اختر از آفتاب میریزد
از غم لعل مست میگونش
اشک گلگون کباب میریزد
ای صنم گر روی به سوی حرم
زهد از شیخ و شاب میریزد
بس که مست غرور حسن شده است
چشم مستت شراب میریزد
چشم مستت چو نیمخواب شود
فتنه از چشم خواب میریزد
از سخن بحر خاطر خاقان
هر زمان در ناب میریزد
از برای نثار مقدم تو
گوهر بیحساب میریزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.