گنجور

 
فتحعلی‌شاه

ای بر سر جمله دلبران تاج

ای داده به پسته‌ات شکرتاج

روی تو که هست چون گل تر

زلف تو که هست چون شب داج

گل‌های چمن نموده غارت

صحرای ختن نموده تاراج

ای قبله حاجت دو عالم

آن کیست که نیست بر تو محتاج

بر هر هدفی خطاست تیرت

چون سینه من تو راست آماج

خط تو دمیده چون شب قدر

حسن تو نهاده پا به معراج

اندر عقبش روان دل و جان

خاقان چو به رایت تو افواج

 
 
پرسش‌های پرتکرار