ای بر سر جمله دلبران تاج
ای داده به پستهات شکر باج
روی تو که هست چون گل تر
زلف تو که هست چون شب داج
گلهای چمن نموده غارت
صحرای ختن نموده تاراج
ای قبله حاجت دو عالم
آن کیست که نیست بر تو محتاج
بر هر هدفی خطاست تیرت
چون سینهٔ من توراست آماج
خط تو دمیده چون شب قدر
حسن تو نهاده پا به معراج
اندر عقبش روان دل و جان
خاقان چو به رایت تو افواج


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای محبوبش میپردازد و او را به عنوان تاج سر دلبران معرفی میکند. او از زیباییهای چهره و زلف محبوب سخن میگوید و تاثیر شگرف آن بر دل و جان خود را توصیف میکند. محبوب به عنوان قبله و مرجع نیازهای جهان انسانها شناخته میشود و شاعر به جذابیتهای بینظیر او اشاره میکند. در نهایت، شاعر احساس میکند که هیچ کدام از تیرهای عشق نمیتواند هدف محبوب را از او دور کند، چرا که دل و جانش به شدت به او وابسته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بازی که نشد به خورد محتاج
رغبت نکند به هیچ دراج
ای لطف تو در تن هنرجان
وی لفظ تو بر سر فلک تاج
از بهر قبول خویش کرده
جان لطف تو در ضمیر ادراج
روشن ز حدیث تو خرد را
[...]
ای خاک ره تو عرش را تاج
یک پایه ز قدر توست معراج
تو در یتیمی و تو را جای
برتر ز همه چو درة التاج
فخر تو به فقر و تاجداران
[...]
شاهان ز تو یافت فرقشان تاج
پوشیده ز خلعت تو دیباج
محمود سبکتکین به تاراج
در هند پی تو رفت ای تاج
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.