شورم ز لبان نوشخند است
این آب حیات یا که قند است
بوسی بده و بگیر جان را
کاین حسن تو مشتریپسند است
از زلف سیاه تابدارت
بر پای دلم هزار بند است
ما صید تواییم اگر پسندی
این گردن ما و این کمند است
کوتاهی ِ روزِ حشر هیهات
وافسانهٔ هجر ما بلند است
زآن خال به روی همچو آتش
بر آتش عشق دل سپند است
دریایِ محیطِ دیدهام را
فرزند عزیز ارجمند است
خاقان به تو گفت میدهم دل
باور نکنی که ریشخند است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شوق و عشق به معشوق سخن میگوید و زیباییهای او را مجسم میکند. لبان معشوق همچون نوش و قند بوده و حسرت بوسهاش را دارد. او اشاره به وابستگی و تسلط عشق بر دلش میکند و از زیباییهای او به عنوان نقطه عطف زندگیاش یاد میکند. همچنین، شاعر نگران طولانی بودن جدایی از معشوق است و به ویژگیهایی مانند دلربایی و جذابیت او اشاره میکند. در این عشق، دلش را به معشوق واگذار میکند و از قرار عاشقانه و احساسات عمیقاش سخن میگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نظم ار چه به مرتبت بلند است
آن علم طلب که سودمند است
ما را دل زار مستمند است
و آویخته خم کمند است
ای جان کسی، دل رهی را
می پرس که نیک دردمند است
بدگوی که سرد گردد این دل
[...]
دانست که زار و دردمند است
آن دلشده را نه جای پند است
طوبی که به سدره سربلند است
پیش قد تو نیازمند است
با خط تو سبزه گر زند لاف
از غنچه سزای ریشخند است
عمری تو و زلف با تو همسر
[...]
ور شکوه کنی، نه سودمند است
سخت است زمین، فلک بلند است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.