پی قتلم دل کینپرورش بین
چکان خون دلم از خنجرش بین
زدی آتش به رفتی و اکنون
به بالینم بیا خاکسترش بین
فزون گردد ز خوبان تا جمالش
ز خط بر گل عیان مشک ترش بین
هزاران همچو من از دست جورش
نشسته دادخواهان بر درش بین
نمیپرسد ز حال دادخواهی
غرور پادشاهی بر سرش بین
عیان از لعلش اعجاز مسیحا
بیا خاقان لب جانپرورش بین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج خود سخن میگوید که ناشی از عشق نافرجام به معشوق است. او به شدت تحت تأثیر عواطف خود قرار دارد و خون دلش بر اثر خیانت یا جدایی معشوق به زمین میچکد. در میان نالههای عاشقانهاش، به زیبایی معشوق اشاره میکند و تنهایی و ناامیدیاش را بیان میکند. او از ظلمت و غفلت معشوق نیز گله میکند و به صف عاشقان دیگری که همچون او از درد عشق رنج میبرند، اشاره میکند. در نهایت، شاعر به جلال و جمال معشوق و قدرت او در جذب عاشقان میپردازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خمار و خواب و چشم کافرش بین
شکنج و پیچش زلف ترش بین
دل پاکان و جان پارسایان
هلاک غمزه های ساحرش بین
چو غوغای مگس در خانه شهد
[...]
رخ مانند گلبرگ ترش بین
تن از برگ گل نازک ترش بین
لب شیرین تر از شهدش نظر کن
دهان به ز تنگ شکرش بین
به خد چون گل سوریش بنگر
[...]
کلاه دلربائی بر سرش بین
نیاز کج کلاهان بر درش بین
بنفشه سرزده گرد شقایق
بدور یاسمن نیلوفرش بین
نماید دعوی کیش مسیحا
[...]
سرشک افشانی چشم ترش بین
شه خوبان و گنج گوهرش بین
ادای دلستانی رفته از یاد
هوای جانفشانی در سرش بین
به دشت آورده رو سیل ست گویی
[...]
مُکَّحَل چشم مست کافرش بین
دو مژگان تیر و اَبرو خنجرش بین
مُسَخّر کرده فایز چین زلفش
ز هندو فوج فوج لشکرش بین
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.