سرشک افشانی چشم ترش بین
شه خوبان و گنج گوهرش بین
ادای دلستانی رفته از یاد
هوای جانفشانی در سرش بین
به دشت آورده رو سیل ست گویی
روا رو در گدایان درش بین
صفای تن فزون تر کرده رسوا
دل از اندیشه لرزان در برش بین
بجا مانده عتاب و غمزه و ناز
متاع ناروای کشورش بین
رقیب از کوچه گردی آبرو یافت
به کوی دوست دشمن رهبرش بین
ز من آیین غمخواری پسندید
به شبها جای من بر بسترش بین
گذشت آن کز غم ما بی خبر بود
به خویش از خویش بی پرواترش بین
مه نو کرده کاهش پیکرش را
به چشم کم همان مه پیکرش بین
چکد در سجده خون از چشم مستش
گدازش های نفس کافرش بین
گر از غم بر لبش جا کرد غم نیست
ز جان تن زن لب جانپرورش بین
خداوندش به خون ما مگیراد
به بی تابی نگه بر خنجرش بین
به رسم چاره جویی پیش غالب
شکایت سنج چرخ و اخترش بین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی میپردازد که هر لحظه با آن در صحنه است. شاعر از غم و عشق در دل خود صحبت میکند و به نوعی از مشکلات و دردهای ناشی از محبت و دوری یاد میکند. همچنین، به فرم و ظاهری که محبوب به خود گرفته اشاره میشود و به جنگ داخلی بین عشق و حسادت پرداخته میشود. تخیل شاعر در تصویرسازی از عشق، زیبایی و غم، احساساتی را در خواننده برمیانگیزد و سرشار از نمادهای عاشقانه و احساسی است. در نهایت، توجه به بیپروایی و غم دل شاعر هم در این شعر به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: چشمان زیبای او مانند باران اشک میریزد و در میان این زیبایی، گنجی مانند گوهر در درونش نهفته است.
هوش مصنوعی: شخصی که دلربایی و زیباییاش فراموش شده، حالا دیگر سرش پر از آرزوی فداکاری و عشق است.
هوش مصنوعی: به دشت آمده، گویی سیل در حال حرکت است و در میان گدایان، درِ فقر را ببین.
هوش مصنوعی: پاکی و زیبایی جسم انسان، بیشتر از آن است که دل را از افکار ناپایدار و لرزانش رسوا کند؛ به جوانب وجود او نگاه کن.
هوش مصنوعی: به جای مانده بودن سخنان تند و نگاههای فریبنده و ناز کلامش، سرمایهای بیارزش از حکومتش را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: رقیب با گشت و گذار در کوچهها به اعتبار و آبرویی رسید، اما دوست به واسطه رهبری دشمنش در این مسیر با مشکلاتی روبهرو شد.
هوش مصنوعی: من را به خاطر داشتن صفات غمخواری پسندیدهاند، و شبها میتوانی ببینی که در مکانی به جای من در بسترش قرار دارد.
هوش مصنوعی: آن زمانی که کسی از غم ما بیخبر بود، گذشته است. اکنون میتوانی ببینی که او چقدر نسبت به خود و احساساتش بیاعتنا شده است.
هوش مصنوعی: ماه به خاطر زیباییاش، کم و کوچکتر شده، اما هنوز هم با همان زیبایی میدرخشد و جذابیت خاصی دارد.
هوش مصنوعی: در حالت سجده، اشکهای او چون خون از چشمانش میریزد و نفسهای آتشین او به نوعی کفر و نافرمانی تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: اگر غم بر لب او نشسته، اشکالی ندارد؛ نگاه کن که چطور جانش را در پرورش تنش میبیند.
هوش مصنوعی: خداوندش را به خاطر خون ما نگیری، بلکه به بیتابیاش نگاه کن که چگونه بر روی خنجرش مینگرد.
هوش مصنوعی: به رسم یافتن راه حل، به پیش حاکم برو و از مشکلات خود با او صحبت کن و در مورد سرنوشت و تقدیر خود با او گفتگو کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خمار و خواب و چشم کافرش بین
شکنج و پیچش زلف ترش بین
دل پاکان و جان پارسایان
هلاک غمزه های ساحرش بین
چو غوغای مگس در خانه شهد
[...]
رخ مانند گلبرگ ترش بین
تن از برگ گل نازک ترش بین
لب شیرین تر از شهدش نظر کن
دهان به ز تنگ شکرش بین
به خد چون گل سوریش بنگر
[...]
کلاه دلربائی بر سرش بین
نیاز کج کلاهان بر درش بین
بنفشه سرزده گرد شقایق
بدور یاسمن نیلوفرش بین
نماید دعوی کیش مسیحا
[...]
مکحل چشم مست کافرش بین
دو مژگان تیر و ابرو خنجرش بین
مسخر کرده فایز چین زلفش
زهندو فوج فوج لشکرش بین
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.