حلقه هر موی تو سلسله کهکشان
پرتوی از روی تو رونق هفت آسمان
شب همه پیش منی صبح فغان میکنم
تا نشود مدعی از من و تو بدگمان
چشم تو عالم گرفت از نگهی کس ندید
در همه روی زمین چون تو ممالکستان
دل که از آن تو شد جان به رهت میدهم
پادشهی میسزد بر تو هم این و هم آن
رفت سکندر کجا از پی آب حیات
کشته شمشیر تو زنده بود جاودان
تیر ز ترکش مکش دست به قربان مزن
نیست پی صید من حاجت تیر و کمان
از ستم خوی تو خسته جهانی چو من
در خم هر موی تو بسته دلی آشیان
دست تو نازم بکش جور تو زیبد مرا
ناوک شست تو را سینه خاقان نشان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.