نعمت هر دو جهان را به تو سودا کردم
از خدا آن چه نبایست تمنا کردم
گشت سرمایه امید نجات دو جهان
ان چه در دایره عشق تو پیدا کردم
لطف فرمود به من در دو جهان ایزد پاک
جز وصال تو از او هر چه تمنا کردم
برقع از روی تو افتاد جمالت دیدم
خوش بهشتی که من امروز تماشا کردم
به نشد چاره دردم چه کنم درد دلم
عمرها بر دل بیمار مداوا کردم
گر کشی ور بنوازی چه تفاوت دارد
زهر از دست تو با خویش گوارا کردم
ظلمهای تو ز صد رفت به خاقان اما
همچو ایوب به درد تو مدارا کردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.