گنجور

 
فصیحی هروی

چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم

در کسوت سوسن شکفد لاله راغم

آه این چه نسیم است که از دامن نازش

صد خرمن گل ریخته در جیب دماغم

در کام سمندر شکند شهد سلامت

گر تربیت شعله کند پنبه داغم

در سوختن از بس که حریصم چو شوم گم

در پیکر پروانه بجویید سراغم

آهم خبر مرگ مرا داشت فصیحی

مرثیه پروانه بود دود چراغم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظیری نیشابوری

بی روی تو پروانه ای امشب به چراغم

خود را به چنان بی خودیی سوخت که داغم

مطرب به کنایت غزلی دوش ادا کرد

کز گریه شدم مست و شد از دست ایاغم

دور از تو ز خود رفتگیی می دهدم دست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نظیری نیشابوری
صائب تبریزی

تا چند به روزن نرسد نور چراغم؟

رنگین نشود پنبه ز خونابه داغم

هر چند که چون ذره ندارم به جگر آب

از چشمه خورشید خورد آب، دماغم

وقت است که بر تن بدرم اطلس افلاک

[...]

قدسی مشهدی

خون می‌چکد از دیده ز نظاره داغم

تا خون نشود، وا نشود غنچه باغم

پیدا نبود دل ز هجوم غم معشوق

پنهان شده از کثرت پروانه، چراغم

گر بر لبم انگشت زنی، جوش زند خون

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قدسی مشهدی
سلیم تهرانی

تکلیف شراب است نمک ریزی داغم

برگردن پیمانه ی می، خون ایاغم

پیغام جنون می شنوم از لب ساغر

بوی عرق فتنه دهد، می به دماغم

همصحبتی من به کسی سود ندارد

[...]

سیدای نسفی

خشک است ز بی مهریی ایام دماغم

در آرزوی روغن آبست چراغم

زخم جگرم کرده بناصور ارادت

ای دست مروت منه انگشت به داغم

ریزند اگر در چمنم آب زمرد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه