شب همه شب با صبوری نالهام در جنگ بود
هر نگه را دامن لخت دلی در چنگ بود
برگ برگ گلشنم در خون حسرت میطپید
بانگ بلبل با نوای گل به یک آهنگ بود
گلشن از ظلم صبا بشکفت ای بلبل بنال
یاد آن روزی که هر سو غنچهای دلتنگ بود
آسمان سنجید با یوسف دلآشوب مرا
در ترازو زین طرف خورشیدوازان سو سنگ بود
سیر دیر و کعبه میفرمود دوشم زلف دوست
کفر و دین دیدم شهید دانش و فرهنگ بود
یک جهان امید با من شد درین میدان شهید
ورنه چون نخل مزارم را خزان صدرنگ بود
میدرد هر دم گریبانی فصیحی این زمان
سالها دستی که در دامان نام و ننگ بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حالتی عاطفی و اندوهگین را به تصویر میکشد، که در آن شاعر از درد و رنج دل و دلشکستگی خود سخن میگوید. شبها با صبوری ناله میکند و باور دارد که دلبستگیهایش در چنگ زندگی گرفتار شدهاند. او به یاد روزهایی میافتد که گلها و غنچهها شاداب بودند، اما حالا در حسرت و دلتنگی به سر میبرند. تضاد زیبایی و ظلم، امید و ناامیدی، کفر و دین به وضوح در اشعارش دیده میشود که نشاندهندهی پراکندگی احساسات و تفکرات شاعر است. در نهایت، او از شکستها و دردهایی که در طول زندگی برداشت کرده، سخن به میان میآورد و به وضعیت ناامیدکننده خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هر شب با صبر و استقامت، ناله میزنم و در دل با دنیا جنگ میکنم. هر نگاه من مثل دمنی برهنه است که دلتنگیام را در چنگ خود دارد.
هوش مصنوعی: درختان و گلهای باغ من به خاطر حسرت و اندوه در حال ناله و زاری بودند، و صدای بلبل همراه با آواز گلها هماهنگ و دلنشین بود.
هوش مصنوعی: باغ به خاطر ظلم نسیم به شکوفه نشست، ای بلبل، زاری کن به یاد آن روزی که هر سو غنچهای غمگین و دلدرده بود.
هوش مصنوعی: آسمان برای سنجش حال دل آشوب من حواسش را به يک طرف متمرکز کرده و از طرف دیگر، سنگینی مشکلات و غمها را اندازهگیری میکند. در این توازن، یک طرف معصومیتی مثل یوسف و طرف دیگر، سختیها و چالشها قرار دارد.
هوش مصنوعی: در خواب شب گذشته، در حال گردش در مکانهای مقدس، زلف دوست را دیدم که در آن، کفر و دین را به چشم میدیدم. همچنین آموختم که دانش و فرهنگ در این مسیر شاهدی هستند.
هوش مصنوعی: در این میدان، تمام امیدهایم با من به یکجا آمدند و مانند درختی که در فصل خزان قرار دارد، دچار مرگ و نابودی شدهام. اگرچه الان در این حالت هستم، اما اگر شرایط بهتر بود، مانند نخل سرسبز و شکوفا میشدم.
هوش مصنوعی: هر لحظه در این زمان، فصیحی را میزند که سالها دستی که به شهرت و رسوایی وابسته بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد باد آنشب که در مجلس خروش چنگ بود
مطربانرا عود بر ساز و دف اندر چنگ بود
شاهدان در رقص بودند و حریفان در سماع
وانک او بر خفتگان گلبانک می زد چنگ بود
دستگیر خستگان جام می گلرنگ شد
[...]
بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود
صوت بلبل در حریم باغ بی آهنگ بود
حال آن گلگشت صحرایی که من کردم مپرس
لاله ها را در بن هر سنگ خونین چنگ بود
بی تو بر چشمم نمک می بیخت باد صبحدم
[...]
شب که دامان سر زلف توام در چنگ بود
دامن صحرای محشر بر جنونم تنگ بود
در گلستانی که شبنم قفل بیرون درست
بلبل گستاخ ما پهلونشین رنگ بود
عالمی را دشمن جان کرد با من نامه اش
[...]
بی تو امشب ساغر و پیمانه ام در جنگ بود
می به کام شیشه ام چون در فلاخن سنگ بود
بر چراغ خانه ام هر دم نفس می شد گره
وقت همچون غنچه گل بر چراغم تنگ بود
ساغر عیشم به آب کهربا می شست روی
[...]
شب که از بیداد او دل بیخودی آهنگ بود
بادهٔ لعلی به جامم از شکست رنگ بود
بود خون آلوده دل در بیضه همچون غنچه ام
شیشه ام گرم شکستن در نهاد سنگ بود
موج می بی او نمود چنگل شهباز داشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.