برقیم ولی رنجه نسازیم گیا را
همت بگماریم که سوزیم صبا را
شمعیم و تهیدستی ما بین که درین بزم
سامان فروغی نبود شعله ما را
در کعبه و بتخانه ره قرب نیابند
آنها که به تقلید پرستند خدا را
چون چهره به خون سرخ کند آنکه همه عمر
پرورده چو گل در کف جان رنگ حنا را
از دولت آن زلف چنانیم که امروز
گیرند سراغ از دل ما کوی بلا را
خلوت چه حدیثست به معشوق که هرگز
بیرون نتوان کرد از آن بزم حیا را
مشاطه دردم که درین باغ فصیحی
از خون جگر رنگ کنم دست صبا را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر به زیبایی و عواطف انسانی اشاره شده است. شاعر خواستار تلاش و همت برای انتقال حس و زیبایی به دیگران است، حتی اگر خود در شرایط نامساعدی قرار داشته باشد. او به این نکته اشاره میکند که در کعبه و بتخانه نمیتوان به معنای واقعی به خدا نزدیک شد، بلکه باید با قلبی خالص و بدون تقلید به او نزدیک شد. همچنین، شاعر از درد و رنج عاشقانهاش سخن میگوید و تأکید میکند که عشق و زیبایی در خلوت و حیا متجلی میشود، و او با خون دلش تلاش میکند تا زیبایی و عشق را به دیگران منتقل کند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از خودخواسته سخن میگوید و به زیبایی میزند که بر خلاف رنجش و اذیت، اراده و تلاش خود را به کار میگیرد تا روح و جان را آرام کند و طراوت و تازگی را به زندگی بیاورد. به این معنا که باید کوشید تا زیباییها را حفظ کنیم و نگذاریم که مشکلات ما را آزرده خاطر سازد.
هوش مصنوعی: ما مانند شمعی هستیم که در این مهمانی، به خاطر بیپولی و تهیدستی، هیچ نور و روشنی نداریم و شعلهمان خاموش است.
هوش مصنوعی: کسانی که تنها به تقلید و پیروی از دیگران میپردازند و خود به جستجوی حقیقت و شناخت عمیق خدا نمیرسند، نمیتوانند به مقام نزدیکی به خداوند دست یابند، چه در مکانهای مقدسی مثل کعبه و چه در مکانهای غیرمقدس.
هوش مصنوعی: وقتی کسی که تمام عمرش را مانند گل در آغوش محبتی پرورش یافته، بیپروا و با خونی سرخ صورتش را رنگین کند.
هوش مصنوعی: موهای پریشان او چنان حالتی به ما داده که امروز از دل ما، محلهی سختیها را جستجو میکنند.
هوش مصنوعی: در این مکان خصوصی، چه گفتگویی با معشوق وجود دارد که نمیتوان حیا را از این مهمانی بیرون برد.
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا، من با درد و رنج خود، میخواهم دستان نسیم را به رنگ خون دل خود تزئین کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر راه بود بر سر کوی تو صبا را
در بندگیت عرضه کند قصه ما را
ما را بسرا پرده ی قربت که دهد راه
بر صدر سلاطین نتوان یافت گدا را
چون لاله عذاران چمن جلوه نمایند
[...]
ای عید رخت کعبه دل اهل صفا را
هر لحظه صفایی دگر از روی تو ما را
تو کعبه حسنی و سر زلف تو حرم روح قدس را
در موقف کون تو مفام اهل صفا را
لبیک زنان بر عرفات سر کویت
[...]
چون کعبهٔ وصل تو مقامست صفا را
در قبلهٔ خود آی، تا بپرستیم خدا را
چون غنچه کسی یافت هوای سر کویت
کاندر دل تنگش نبود راه هوا را
تو تازه بهاری و به سودای تو چون گل
[...]
رحمی بکن آخر به من خسته خدا را
از حد مبر آخر به دلم جور و جفا را
زین بیش نماندهست مرا طاقت هجران
آخر نظری کن به من از لطف، خدا را
یک شب ز سر لطف، تو بر وعده وفا کن
[...]
سیمین ذقنا سنگدلا لاله عذارا
خوش کن به نگاهی دل غم پرور ما را
این قالب فرسوده گر از کوی تو دور است
القلب علی بابک لیلا و نهارا
آزرده مبادا که شود آن تن نازک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.