گنجور

 
قطران تبریزی

ایا به تیغ و قلم رنج خصم و دشمن گنج

تن عدوی ترا داده روزگار شکنج

بناز دست ولی کرده یار با بگماز

برنج روی عدو کرده جفت با آرنج

ز دیده خون دل افتاده بر رخان عدوت

چو نار دانه نشانده بقصد در نارنج

بسان موسی عمران ز دست فرعونان

همه جهان بگرفتی به تیغ تو بی رنج

هر آنچه زان نیاکانت بود بگرفتی

وز آنچه بود طمعشان خدای دادت خنج

بروز بخشش نوک قلمت جان پرورد

بروز کوشش نوک سنانت جان آهنج

مخالفان ترا قول هست و نیست عمل

چنانکه خورد نشان تا خلنج کاسه خلنج

بسا کسا که بر کس به نیم ذره نجست

شد از عطای تو دینار پاش و گوهرسنج

چنانکه تازی سوی و غا بروز مصاف

بروز صید نتازد عقاب زی سارنج

ز نیکی آید نیکی چنانکه عادت تست

همیشه نیک سکال و همیشه نیک الفنج

خدا یکانا گنجور تو چه دیده ز من

که تو بگویی پنجاه ده نیارد پنج

به من برنج دل و جان رسید رنج سخن

چو گنج مال به گنجور تو رسیده به گنج

ترا جواهر گنج سخن فرستم من

مرا فرستد گنجور تو سوانح رنج

بقات بادا چندانکه کام تست بکام

که چون تو کس ندهد داد زین سرای سپنج

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

ایا به تیغ و قلم رنج خصم و دشمن گنج

تن عدوی ترا داده روزگار شکنج

امیرخسرو دهلوی

توانگری به دل است، ای گدای با صد گنج

چو راحتی نرسانی، مشو عذاب النج

همانست گنج که دیدی چو خاک هر گنجی

که زیر خاک نهی، خاک بر سر آن گنج

خرد ز بهر کمال و کنیش آلت مال

[...]

جامی

درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج

چو نقد وقت تو شد فقر خاک بر سر گنج

به کشت و کار جهان رخ میار کآخر داو

ز کشت مات شود شاه عرصه شطرنج

به قصر عشرت و ایوان عیش شاهان بین

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
بابافغانی

دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج

اگر بجرعه ی دردی رسی بنوش و مرنج

جهان بتیست که چون دل بمهر او بستی

جفا و جور زیادت کند بعشوه و غنج

ترا که هست پر از شبچراغ خانه ی دل

[...]

بلند اقبال

زده است زلف توچنبر به رخ چومار به گنج

به گنج راه نبرده است هیچ کس بی رنج

به رنج و دردمرا صرف گشت عمر عزیز

نشدنصیب که آید به چنگ من این گنج

مرا قرار ودل و دین وعقل وهوشی بود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه