ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد
عالمی بر باد شد، بنیادت ای بر باد باد
من نه آن بودم که آسان رفتم، اندر دام عشق
آفرین بر فرط، استادی آن صیاد باد
سنگدل صیاد، آخر رحم کن، این صید تو:
تا به کی در بند باشد؟ لحظهای آزاد باد
ناله من چون رسد، هرشب به گوش بیستون
بانگ برآرد که: فرهاد و فغانش یاد باد
بیستون! فرهاد را هرگز به من نسبت مده
از زمین تا آسمان فرق من و فرهاد باد
من به مژگان میکنم، آن کار، کو با تیشه کرد
صدهزاران فرق ریزهموی با پولاد باد
سوختی بر باد دادی، جان و عقل و دین و دل
خانهام کردی خراب! ای خانهات آباد باد
من که میدانم ز عشق تو، نخواهم برد جان
پس سخن آزاد گویم، هرچه باداباد، باد
گوهری در خانه شهزاده آزادهایست
هرکه دست آورد، آن یکدانه گوهر، شاد باد
دائما رسوای عام و مبتلای طعن خلق
همچو (عشقی) هرکه اندر دام عشق افتاد باد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربه عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر به ایزد عشق دعا میکند و از دردهایش میگوید که عشق باعث نابودی اش شده است. او خود را در دام عشق میداند و به صیاد این عشق که او را به دام انداخته، اعتراض میکند و از او میخواهد که کمی رحم کند و به او آزادی دهد. شاعر همچنین خود را از فرهاد، شخصیت معروف عاشقانه، متفاوت میداند و به روشهای مختلف ابراز عشق اشاره میکند. در نهایت، او به رسواییهایی که ناشی از عشق دارد، اشاره میکند و میگوید که عشق همواره فرد را در معرض طعنه و انتقاد قرار میدهد.
هوش مصنوعی: ای عشق، تو در این جهان به عنوان یک نیروی مقدس حضور داری. وجود تو موجب شده همه چیز به هم بریزد و بنیادها در آسمان بر باد بروند. تو، ای عشق، به گونهای هستی که هر چیزی را زیر و زبر میکنی.
هوش مصنوعی: من آن کسی نیستم که به سادگی از کنار عشق بگذرم، در دامی گرفتار شدم که به خاطر شدت و عمق آن، باید به صیادی که این دام را پهن کرده، آفرین گفت.
هوش مصنوعی: ای صیاد سنگدل، کمی رحم کن به این شکارِ خودت؛ تا چه زمانی باید در بند باشد؟ بگذار لحظهای آزاد باشد.
هوش مصنوعی: هر شب زمانی که صدای نالهام به گوش میرسد، کوه بیستون صدا بلند میکند و یاد فرهاد و درد و رنج او را زنده میکند.
هوش مصنوعی: بیستون! فرهاد را هرگز به من نسبت مده. من و فرهاد از زمین تا آسمان با هم فرق داریم.
هوش مصنوعی: من با پلکهایم کاری را انجام میدهم که با تیشه، هزاران فرق ریز مو را با فولاد آتشین ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: تو باعث شدهای که جان، عقل، دین و دل من از بین بروند و خانهام را خراب کنی! اما امیدوارم خانه تو همیشه آباد باشد.
هوش مصنوعی: من که عشق تو را خوب میشناسم و نمیترسم از دست دادن جانم، بنابراین هر چه میخواهم میگویم و اهمیتی نمیدهم که چه پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: در خانهی یک شاهزادهی آزاد، جواهری وجود دارد که هر کسی بتواند آن را به دست آورد، بسیار خوشبخت خواهد بود.
هوش مصنوعی: هرکس که به عشق مبتلا شود و در آن گیر بیفتد، همیشه نزد مردم رسوا و مورد طعنه خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه شدادی همیشه تندرست و شاد باد
تا گل و شمشاد باشد با گل و شمشاد باد
باد یزدان جاودانه چاره و فریاد او
دائم او بیچارگان را چاره و فریاد باد
عادت او هست نیکی چرخ با او نیک باد
[...]
ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار
دایم از اقبال چون دارالقرار آباد باد
آن مکان کز تو فلک قدر و زمین بسطت شده است
در نهاد خود فلک سقف و زمین بنیاد باد
گفتهای از روی آزادی نزولی کن درو
[...]
سرورا! قصر رفیع قدر تو آباد باد
نزدش این صرح ممّرد کمترین بنیاد باد
در دبیرستان دین کانجا خرد زانو زدست
نفس ناطق را صریر کلک تو استاد باد
هر چه آن از سیم و زر دارد سمت در جوف کان
[...]
دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
این عنایت بین که چون با بخت من افتاد باد
در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار
بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد باد
هر کسی کو میخورد جام غم انجام غمش
[...]
یا رب، از لطف تو این شهر خراب آباد باد
عاجزانش را دل از قید ستم آزاد باد
هر که آزارد دل مسکینی از زخم زبان
مرهم زخم دلش، از خنجر پولاد باد
هر که رنجاند دل درویشی آنجا بیگناه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.