گنجور

 
میرزاده عشقی

ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد

عالمی بر باد شد، بنیادت ای بر باد باد

من نه آن بودم که آسان رفتم، اندر دام عشق

آفرین بر فرط، استادی آن صیاد باد

سنگدل صیاد، آخر رحم کن، این صید تو:

تا به کی در بند باشد؟ لحظه‌ای آزاد باد

ناله من چون رسد، هرشب به گوش بیستون

بانگ برآرد که: فرهاد و فغانش یاد باد

بیستون! فرهاد را هرگز به من نسبت مده

از زمین تا آسمان فرق من و فرهاد باد

من به مژگان می‌کنم، آن کار، کو با تیشه کرد

صدهزاران فرق ریزه‌موی با پولاد باد

سوختی بر باد دادی، جان و عقل و دین و دل

خانه‌ام کردی خراب! ای خانه‌ات آباد باد

من که می‌دانم ز عشق تو، نخواهم برد جان

پس سخن آزاد گویم، هرچه باداباد، باد

گوهری در خانه شهزاده آزاده‌ای‌ست

هرکه دست آورد، آن یکدانه گوهر، شاد باد

دائما رسوای عام و مبتلای طعن خلق

همچو (عشقی) هرکه اندر دام عشق افتاد باد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

شاه شدادی همیشه تندرست و شاد باد

تا گل و شمشاد باشد با گل و شمشاد باد

باد یزدان جاودانه چاره و فریاد او

دائم او بیچارگان را چاره و فریاد باد

عادت او هست نیکی چرخ با او نیک باد

[...]

انوری

ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار

دایم از اقبال چون دارالقرار آباد باد

آن مکان کز تو فلک قدر و زمین بسطت شده است

در نهاد خود فلک سقف و زمین بنیاد باد

گفته‌ای از روی آزادی نزولی کن درو

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

سرورا! قصر رفیع قدر تو آباد باد

نزدش این صرح ممّرد کمترین بنیاد باد

در دبیرستان دین کانجا خرد زانو زدست

نفس ناطق را صریر کلک تو استاد باد

هر چه آن از سیم و زر دارد سمت در جوف کان

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد

این عنایت بین که چون با بخت من افتاد باد

در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار

بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد باد

هر کسی کو می‌خورد جام غم انجام غمش

[...]

آذر بیگدلی

یا رب، از لطف تو این شهر خراب آباد باد

عاجزانش را دل از قید ستم آزاد باد

هر که آزارد دل مسکینی از زخم زبان

مرهم زخم دلش، از خنجر پولاد باد

هر که رنجاند دل درویشی آنجا بیگناه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه