گنجور

 
عراقی
 

ای باد صبا، به کوی آن یار

گر بر گذری ز بنده یاد آر

ور هیچ مجال گفت یابی

پیغام من شکسته بگزار

با یار بگوی کان شکسته

این خسته جگر، غریب و غم‌خوار

چون از تو ندید چارهٔ خویش

بیچاره بماند بی‌تو ناچار

خورشید رخت ندید روزی

بی‌نور بماند در شب تار

نی این شب تیره دید روشن

نی خفته عدو، نه بخت بیدار

می‌کرد شبی به روز کاخر

روزی بشود که به شود کار

کارش چو به جان رسید می‌گفت:

کای کرده به تیغ هجرم افگار

ای کرده به کام دشمنانم

با یار چنین، چنین کند یار؟

آخر نظری به حال من کن

بنگر که: چگونه بی‌توام زار؟

یک بارگیم مکن فراموش

یاد آر ز من شکسته، یاد آر

مزار ز من، که هیچ هیچم

از هیچ، کسی نگیرد آزار

من نیک بدم، تو نیکویی کن

ای نیک، بدم، به نیک بردار

بگذار که بگذرم به کویت

یکدم ز سگان کویم انگار

بگذاشتم این حدیث، کز من

دارند سگان کوی تو عار

پندار که مشت خاک باشم

زیر قدم سگ درت خوار

القصه به جانم از عراقی

مگذار، کزو نماند آثار

بالجمله تو باشی و تو گویی

او کم کند از میانه گفتار

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

متین در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۸ نوشته:

خیلی ساده و روان، زیباترین مصرع هم: «با یار بگوی کان شکسته
این خسته جگر، غریب و غم‌خوار» بود
اصلاً سر آدم از برای ترحم کج میشه :)

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.