گنجور

 
عمادی شهریاری

ای بقعه فرخ همایون

وای صفحه دلگشای میمون

از طاق سپهر و باغ جنت

صدبار به حسن و رتبت افزون

در سایه او طلوع خورشید

در طالع او سعود گردون

از غیرت رفعتش گه شام

هر شب دل آسمان شود خون

 
 
نسکبان اندروید
خاقانی

قسم تو ریاست از ریاست

اسمی است شریف و معنیی دون

سقا بودی چو ...ر از اول

چون ...یه رئیس گشتی اکنون

چون ...ر نهی کلاه اطلس

[...]

مولانا

عقل از کف عشق خورد افیون

هش دار جنون عقل اکنون

عشق مجنون و عقل عاقل

امروز شدند هر دو مجنون

جیحون که به عشق بحر می رفت

[...]

جهان ملک خاتون

آه از ستم زمانهٔ دون

کاو کرد مرا جگر پر از خون

از درد فراق آن دلارام

از دیده روان شده‌ست جیحون

قدی چو الف که بود ما را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه