گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

در وصیت از بزرگان جهان

گفت دانائی بفرزند خلف

با کسی کن دوست کو درد و حال

با تو باشد همچو گوهر در صدف

بر نگردد از تو چون گردی فقیر

صحبتت داند در آنحالت شرف

هم نخواهد چون ترا بیند غنی

تا شود مالت بآسانی تلف

ور کند گردون ترا در جاه ماه

با تو دارد چهره خود بی کلف

اینت کار خوب اگر گردد تمام

اینت یار نیک اگر آید بکف