گنجور

 
ابن یمین

ای سپهر بیحفاظ دون نواز

صرفه میکن گاهگاهی در صروف

کارهائی کز تو میآید برون

اهل دانش را نمیباشد وقوف

تربیتها میکنی نا اهل را

چشم شهبازی همیداری ز کوف

سگ نخواهد کرد شیری در شکار

گر کنی ز اطلس جل او را یا ز صوف

از تو گر یابند زخم اهل هنر

عیب نبود ماه تابان را خسوف

گر تو با ابن یمین باشی بکین

ز آن چه باک او را چو هست ایزد رئوف

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

پادشاهی و کریمی و رئوف

هم عطا بخشی و هم فرد و عطوف

حکیم نزاری

وان پسر هر هفته می‌آمد به طوف

نه ز پدر بیم و نه از استاد خوف

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
امیر حسینی هروی

شبروی کردم در این راه مخوف

تا مگر یابم بسرحد وقوف

شاه نعمت‌الله ولی

نقطه اصل او و او اصل حروف

خوش بود بر اصل اگر یابی وقوف

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه