روی زیبای تو آرایش هر انجمن است
لعل شیرین تو شور دل هر مرد و زن است
خال مشکین تو بر عارض خورشیدوشت
نقطه عنبر نو بر ورق نسترن است
بر بیاض رخ تو خط سیه باقی باد
کان سوادیست کزو روشنی چشم من است
یا رب آن در خوشاب است و بناگوش چو سیم
یا سهیل یمن اندر بر ماه ختن است
هست در وصف دهانت سخنم تنگ مجال
آن دهن خود که تو داری چه مجال سخن است
نیش زنبور عسل بر گل سیراب رسید
نوش بنهاد در او و عسل اکنون دهن است
همچو سایه پی خورشید رخت چون نرود
دل که در گردنش از زلف تو مشکین رسن است
بشکست دل بیچاره کجا در نگرد
زلف مشکینت که سر تا به قدم پرشکن است
یوسف حسنی و یعقوب صفت ابن یمین
در فراق رخ تو ساکن بیت الحزن است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلانگیزی محبوبی اشاره دارد که جذابیت و ویژگیهای ظاهری او را با تصاویری زیبا و شاعرانه توصیف میکند. شاعر از آرایش چهره محبوب میگوید که نماد زیبایی در هر جمعی است و به لعل شیرین و خال مشکین او اشاره میکند. زیبایی او چنان است که دل هر مرد و زنی را به تپش میآورد. شاعر با استفاده از تصاویر مختلف، مانند خط سیاه بر رخ سفید و دهن عسلین، زیبایی و جذابیت او را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به درد فراق از محبوب و حسرت دوری از او اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات زینتبخش هر محفل و جمعیتی است و لعل شیرین تو باعث شوق و شادمانی دلهای همه مردان و زنان میباشد.
هوش مصنوعی: دانه تاریک تو مانند نشانهای بر چهره خورشید است و نقطهای از عطر خوش در میان گل نسترن میدرخشد.
هوش مصنوعی: بر روی پوست سفید تو، خطی تیره باقی بماند که این نوشته، منبع روشنی چشمان من است.
هوش مصنوعی: خداوندا، آن در با آب و هوای خوبش و گوشههاش مانند نقره است و یا مانند ستاره سهیل در یمن که بر روی ماه ختن میدرخشد.
هوش مصنوعی: در توصیف دهان زیبایت، زبانم قاصر است. چه بسا که آن دهان تو آنقدر دلربا و خاص است که حرف زدن دربارهاش بسیار سخت است.
هوش مصنوعی: زنبور عسل به گلی که پرآب و سرزنده بود نیش زد و شهد خود را در آن گذاشت، حالا آن گل به دهن عسل تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: مانند سایهای که پی خورشید حرکت میکند، دل من چگونه میتواند برود، در حالی که در گردن او زلف تو مثل ریسمان مشکین پیچیده است؟
هوش مصنوعی: دل بیچاره من شکسته شده است. کجا میتوانم نگاهی به زلف مشکی تو بیندازم، در حالی که تو از سر تا قدم، شکننده و دلسوزی؟
هوش مصنوعی: یوسف زیبایی و شبیه یعقوب، فرزند یمین، در غم فراق چهره تو در سرای اندوه ساکن شدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باد صبح است که مشاطه جعد چمن است
یا دم عیسی پیوند نسیم سمن است
نکهت نافه مشگ است نه نافه است نه مشگ
اثر آه جگر سوخته ای همچو من است
نفس سرد گرم رو از بهر چراست؟
[...]
یارب این بوی خوش سنبل و گل با سمن است
یا نسیمی ز سر چار سوی یاسمن است
یا بخور کله تافته شمشاد است
با بخار رخ افروخته نسترن است
مگر این موسم خندیدن باغ ارم است
[...]
دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست
آمدن باری اگر در دو جهان آمدنست
آنکه سرسبزی خاکست و گهربخش فلک
چاشنی بخش وطنهاست اگر بیوطنست
در کف عقل نهد شمع که بِستان و بیا
[...]
یا رب این نکهت جانپرور مشک ختن است
یا دم غالیه زلف دلارام من است
نفس روح فزا میدمد از طرف چمن
یا صبا لخلخه جنبان گل و یاسمن است
این چه باد است که برخاست بفراشی باغ
[...]
تا ز مشک ختنت، دایره بر نسترن است
سبزهٔ خط تو آرایش برگ سمن است
از دل مشک و سمن گرد برآورد، زرشک
گرد مشک تو که برگرد گل و نسترن است
زره جعد تو را حلقه مشکین گره است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.