گنجور

 
ابن یمین

خوش آنشعر سیه بر پرنیانش

بنفشه رسته گوئی ز ارغوانش

چو قدش گر بود سروی ببستان

نتابد رخ چو ماه آسمانش

و گر تابد چو رویش ز آسمان ماه

نباشد قد چو سرو بوستانش

بچوگان گوی مه بر بود زلفش

درین دعوی نه بس شاهد رخانش

ز عشقش گر چه خون شد دل ولیکن

نمیگویم بجز آرام جانش

چه سود ابن یمین را پند چون شد

درین سودا زیان نقد روانش

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ادیب صابر

شکر بارد همی از ناردانش

قمر تابد همی از گلستانش

شکر طعم و قمر نور است طبعم

همه ساله ز وصف این و آنش

کمر بر خیزران بسته ندیدی

[...]

نظامی

عروسی را که پروردم به جانش

مبارک‌روی گردان در جهانش

مشاهدهٔ ۱۰ مورد هم آهنگ دیگر از نظامی
مولانا

نگاری را که می‌جویم به جانش

نمی‌بینم میان حاضرانش

کجا رفت او میان حاضران نیست

در این مجلس نمی‌بینم نشانش

نظر می‌افکنم هر سو و هر جا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه