غمزهٔ تیز ترا سینهٔ من شد هدف
خون دلم گو بریز اینْت مرا صد شرف
در صف تو عاشقان جامه به خون شستهاند
تا که شود در میان یا که رود پیش صف
دل به کمند تو باز بسته از آن شد که هست
سایهٔ موی ترا نور خدا در کنف
غرقهٔ بحر عمیق از پی دُردانهایم
یا برود سر ز دست یا گهر آید به کف
عمر که بییاد دوست میگذرد عمر نیست
تا نکنی عمر من عمر گرامی تلف
جان و دل عارفان صید کمند تواند
کی بود آخر ترا میل به صید عجف
فتنه نشان میدهند رو به طلب شحنهای
فتنه نشان تو بس شحنهٔ دشت نجف
ابن حسام این سخن وسع بیان تو نیست
اَلهَمَنی مُلهَمٌ عَرَّفَنی مَن عَرف
لؤلؤ نظم خوشاب زادهٔ طبع من است
دُرّ گرانمایه را پاک بباید صدف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عواطف شدید عاشقانه و تلاش برای دستیابی به معشوق است. شاعر با به تصویر کشیدن غم و درد ناشی از عشق، به عمق احساسات خود اشاره میکند. او از مشکلات و سختیهای عاشقی سخن میگوید و به دنبال راهی است تا به معشوقش نزدیک شود. در این میان، تصاویری از خون و جان، و همچنین نور و دریا به کار میرود تا شدت عشق و آرزوهای شاعر را نشان دهد. در نهایت، شاعر از قدرت شعر و هنر خود صحبت میکند و به کمبود تواناییهایش در بیان احساساتش اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: نگاه تیز و نافذ تو، قلب من را هدف قرار داده و خون دل مرا جاری میکند. بگذار این خون همچون نشانی از αξگاه من باشد.
هوش مصنوعی: عاشقان در صف تو، لباسهایشان را به خون آغشته کردهاند تا شاید در میان صف تو قرار بگیرند یا جلوتر از دیگران بایستند.
هوش مصنوعی: دل من به عشق تو به دام افتاده است، چرا که سایه موی تو برای من همچون نوری از سوی خداوند است.
هوش مصنوعی: ما در عمق دریا به دنبال یک جواهر هستیم، یا باید از دست برود یا اینکه بهدستمان بیفتد.
هوش مصنوعی: عمر بدون یاد دوست، عمر واقعی نیست. اگر به یاد او نباشی، عمر گرانبهای من هم بیهوده سپری میشود.
هوش مصنوعی: دل و جان عارفان در دام عشق به راحتی گرفتار میشود. پس چرا تو به دنبال شکار جاندار ضعیفی هستی؟
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح بیان شده است که اختلافات و بحرانها به وضوح نمایان میشود و به دنبال آن، افرادی که در جستجوی قدرت یا تسلط هستند، میآیند. در این میان، نشانهها و پیامدهای این فتنهها در دشت نجف بروز میکند.
هوش مصنوعی: این سخن فراتر از توانایی بیان توست. الهامدهندهای به من الهام کرد که مرا به شناختی عمیق آشنا ساخت.
هوش مصنوعی: گوهرهای زیبا و ارزشمند شعر من از خلاقیت و طبع خودم به وجود آمدهاند، و برای تولید چنین گوهری، باید در حراست و نگهداری آن از صدف مناسبی بهره گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن شه خورشید رای و ان ملک ابر کف
بحر دمان روز رزم شیر ژیان پیش صف
جوشن پیشش چو خر خفتان نزدش چو خف
مملکت از وی شریف همچو ز لؤلؤ صدف
بار خدایی که هست ملک زمین را شرف
وز شرف و قدر خویش فخر نژاد و سلف
مذهب حق را پناه لشکر دین را کنف
حاتم طائی به طبع صاحب کافی به کف
باز به میدان ما فوج بلا بسته صف
پای فلک در میان رسم امان بر طرف
خرقه شکافان ذوق بیدف و نی در سماع
جبه فشانان شید تابع قانون دف
جان قدیم اشتها مانده همان ناشتا
[...]
باز به میدان ما، فوج بلا بسته صف
پای فلک در میان، رسم امان بر طرف
خرقه شکافان شوق، بی دف و نی در سماع
حله فشانان شید، تابع قانون و دف
جان قدیم اشتها، مانده همان ناشتا
[...]
تا تو گرفتی قبول از علمای نجف
فر تو پیشی گرفت از امرای سلف
نصرت و اقبال و جاه پیش تو بربست صف
گشته به تیر بلا سینهٔ خصمت هدف
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.