ای دل بیا برای تو دارم بشارتی
ابروی یار کرده به قتلت اشارتی
گفتم که بوسه ای ز لبت نذرما نما
دشنام داد لیک به شیرین عبارتی
دادیم جان بهیار و خریدیم بوسه ای
بی مایه کس نکرده بدین سان تجارتی
من ضبط دل چگونه توانم که چشم او
داردعجب به بردن دلها مهارتی
دین ودلی نمانده که چشمت نبرده است
غارتگری نکرده بدین گونه غارتی
شیرین بود ز بسکه لب شکرین دوست
یادش فزون نموده به طبعم حرارتی
هر کس که خانه اش شده ویران ز سیل عشق
مشکل که تا به حشر پذیرد عمارتی
شاید که همچو من شوداقبال او بلند
هرکس که عشق افکندش درمرارتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی یار اشاره میکند و از حال دل خود میگوید. او ابراز میکند که یار با نگاهی معنادار به او اشاره کرده و او خواستهاش را با بوسهای شیرین پاسخ دهد، اما به جای آن دشنام شنیده است. شاعر از این که جان خود را به عشق یار داده و در عوض تنها یک بوسه دریافت کرده، به نوعی شکایت میکند. او به مهارت و قدرت یار در ربودن دلها اشاره میکند و میگوید که هیچ دلی از چشمان او در امان نمانده است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که کسانی که در عشق دچار ویرانی شدهاند، ممکن است روزی به خوشبختی برسند.
هوش مصنوعی: ای دل، بیا که برای تو خبری خوش دارم؛ ابروی محبوب به سمت کشته شدن تو اشاره کرده است.
هوش مصنوعی: به او گفتم که لااقل یک بوسه از لبت برای من بده، اما او به من دشنام داد، با این حال سخنش شیوا و شیرین بود.
هوش مصنوعی: جان خود را به دست کسی سپردیم و در عوض یک بوسه بیارزش دریافت کردیم؛ هیچکس تا کنون چنین معاملهای نکرده است.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم دل خود را کنترل کنم در حالی که چشمان او به راحتی میتواند دلها را دربیاورد.
هوش مصنوعی: هیچ دینی و احساس باقیماندهای نیست که چشم تو آن را مورد هجوم قرار نداده باشد. هیچ غارتگری نبوده که چنین طعمهگیری نکرده باشد.
هوش مصنوعی: دوست به قدری لبهای شیرینی دارد که یاد آنها همیشه در ذهن من باقی مانده و این یادآوری درونم را به شدت شعلهور کرده است.
هوش مصنوعی: هرکسی که در اثر سیل عشق خانهاش ویران شده است، با مشکل بزرگی مواجه خواهد شد که تا روز قیامت نمیتواند آن خرابی را بازسازی کند.
هوش مصنوعی: شاید او هم مثل من دارای موفقیت و شان بالا شود، هر کسی که به عشق در دل خود اهمیت بدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای قاصر از ستایش تو هر عبارتی
آصف نکرد چون تو برونق وزارتی
از مدحت تو روی هنر را طراوتی
وز جود تو ریاض کرم را نضارتی
برده ز رای روشن و از کلک تیره ات
[...]
یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتی
کافتد ز فتنه در همه آفاق غارتی
چندین به شهر دزدی دلها کجا شود؟
در دیده گر ز چشم تو نبود اشارتی
آن را که می کشی، به ازین نیست خونبهاش
[...]
ساقی بده شراب که دارم بشارتی
زآن چشم شد بخوردن خونم اشارتی
چشمان تو مدام بیغمای دین و دل
ترکان اگر زدند بسالی بغارتی
تلخی صبر بر که خوری شربت وصال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.