گنجور

 
بیدل دهلوی
 

سرمنزل ثبات قدم جاده‌ساز نیست

لغزیده‌ایم‌، ورنه ره ما، دراز نیست

بر دوش نیستی نتوان بست ننگ جهد

رفتن ز خویش ناقهٔ راه حجاز نیست

تشویش انتظار قیامت قیامت است

ما را دماغ این همه ابرام ناز نیست

مژگان به‌هرچه بازکنی‌، مفت حیرت است

عشق‌هوس‌، همین‌دوسه‌روز است‌،‌باز نیست

گر محرم اشاره مژگان او شوی

در سرمه نغمه‌ای‌ست‌که در هیچ ساز نیست

بی‌اخثیار حیرتم‌، از حیرتم مپرس

آیینه است آینه‌، آیینه‌ساز نیست

زیر فلک به‌ کاهش دل ساز و صبرکن

درکارگاه شیشه‌گران جز گداز نیست

نقصان آبروکش و نام‌ گهر مبر

سوداگر جهان غرض‌ امتیاز نیست

جز همت آنچه ساز جهان تنزل است

باید نشیب کرد، تصور فراز نیست

ما عجزپیشه‌ها همه معشوق طینتیم

لیک آن بضاعتی‌که توان‌کرد، ناز نیست

سودای خضر، راست نیاید به تیغ عشق

ایثار نقد کیسهٔ عمر دراز نیست

عجز نفس چه پرده‌ گشاید ز راز دل

ما را نشانده‌اند بر آن در که باز نیست

بید‌ل ‌گداز دل خور و دندان به لب فشار

بر خوان عشق دعوت نان و پیاز نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.