برقع از روی دلستان بگشاد
در فردوس بر جهان بگشاد
سنبل زلف را ز رخ برداشت
پرده از روی جان عیان بگشاد
(قاب قوسین) طاق ابرویش
ناوک فتنه از کمان بگشاد
دور رخسار او در فتنه
بر رخ آخرالزمان بگشاد
تا شود پر ز مشک چیب جهان
گره از بند گیسوان بگشاد
بود بر پای جان ز هجرش بند
بند هجران ز جان بگشاد
شد جهان سر به سر پر از شکر
به سخن چون لبش دهان بگشاد
چون که بگشاد لعل را به سخن
دل به وصف لبش زبان بگشاد
آرزوی لبان می رنگش
از دو چشم من ارغوان بگشاد
دل به نزد لبش ز راه طلب
بند اسرار بیکران بگشاد
با دل تنگ من لب نوشش
به زبان وفا بیان بگشاد
قفل از آن دُرجِ دُر که جان ارزد
لب ناصر به رایگان بگشاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبح چون جیب آسمان بگشاد
هاتف صبحدم زبان بگشاد
پر فرو کوفت مرغ صبحدمی
دم او خواب پاسبان بگشاد
نفس عاشقان و نالهٔ کوس
[...]
بخدائی که روی بند عدم
امرش از چهره جهان بگشاد
باد لطفش بباغ رحمت در
بید امید را زبان بگشاد
عقد های جواهر و اعراض
[...]
زان سه برنا یکی زبان بگشاد
نقش نادیده را روان بگشاد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.