گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار
 

ای چرخ‌!: دردا که ندیدیم وصال رخ دلدار - هجرآمد و آورد غم و محنت بسیار

پس از فتح تهر‌ان به دست ملیون در اول مشروطیت: ای شهسواران وطن یزدان به ما یار آمده - با رایت فتح و ظفر جیش سپهدار آمده

سرود ملی در ماهور (۱۲۶۹ خ): ایران هنگام کار است - برخیز و ببین - ایران

در حجاز (غزل ضربی): ای دلبر من‌، تاج سر من - یک دم ز وفا، بنشین بر من

مرغ سحر (در دستگاه ماهور): بند اول - مرغ سحر ناله سر کن

عروس گل (در افشاری و رهاب - هنگام رفع حجاب): بند اول - عروس گل از باد صبا

غزل (در بیات ترک، اشاره به حملۀ قشون روس تزاری به پایتخت): رقیب می‌رسد ازگرد راه چاره کنید - به روی قبضهٔ شمشیر استخاره کنید

تصنیف (اشاره به حملۀ قشون روس تزاری به پایتخت): گر رقیب آید بر دلبر من - جوشد از غیرت دل اندر بر من

در ابوعطا: نسیم سحر بر چمن گذر کن - زمن بلبل خسته را خبرکن

در مرگ پروانه (خواننده): پروانه ای موجود ظریف - پروانه ای مخلوق شریف

باد خزان (در افشاری): باد خزان وزان شد - چهرهٔ گل خزان شد

غزل ضربی (در دستگاه همایون): باش تا پنجهٔ ناهید زند زخمه به چنگ - آورد اختر ما دامن مقصود به چنگ

باد صبا (در دستگاه شوشتری): ۱ - باد صبا بر گل گذر کن

در دستگاه ماهور: ۱‌ - ز فروردین شد شکفته چمن

ای ایرانی (در دستگاه دشتی): آخر ای ایرانی! - تا به کی نادانی

زن با هنر (سه‌گاه‌): ۱ - به دل جز غم آن قمر ندارم

غزل ضربی (در ماهور): ز من نگارم خبر ندارد - به حال زارم نظر ندارد

بیات اصفهان: این تصنیف را بهار در منفای خود در سال ۱۳۱۲ ساخته و به به اهالی اصفهان اهدا کرده است‌. - به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی