گنجور

 
ملک‌الشعرا بهار
 

ای دیو سپید پای در بند!

ای گنبد گیتی! ای دماوند!

از سیم به سر یکی کله خود

ز آهن به میان یکی کمر بند

تا چشم بشر نبیندت روی

بنهفته به ابر، چهر دلبند

تا وارهی از دم ستوران

وین مردم نحس دیومانند

با شیر سپهر بسته پیمان

با اختر سعد کرده پیوند

چون گشت زمین ز جور گردون

سرد و سیه و خموش و آوند

بنواخت ز خشم بر فلک مشت

آن مشت تویی، تو ای دماوند!

تو مشت درشت روزگاری

از گردش قرنها پس افکند

ای مشت زمین! بر آسمان شو

بر ری بنواز ضربتی چند

نی نی، تو نه مشت روزگاری

ای کوه! نیم ز گفته خرسند

تو قلب فسردهٔ زمینی

از درد ورم نموده یک چند

شو منفجر ای دل زمانه !

وآن آتش خود نهفته مپسند

خامش منشین، سخن همی گوی

افسرده مباش، خوش همی خند

ای مادر سر سپید! بشنو

این پند سیاه بخت فرزند

بگرای چو اژدهای گرزه

بخروش چو شرزه شیر ارغند

ترکیبی ساز بی‌مماثل

معجونی ساز بی‌همانند

از آتش آه خلق مظلوم

وز شعلهٔ کیفر خداوند

ابری بفرست بر سر ری

بارانش ز هول و بیم و آفند

بشکن در دوزخ و برون ریز

بادافره کفر کافری چند

ز آن گونه که بر مدینهٔ عاد

صرصر شرر عدم پراکند

بفکن ز پی این اساس تزویر

بگسل ز هم این نژاد و پیوند

برکن ز بن این بنا، که باید

از ریشه بنای ظلم برکند

زین بی‌خردان سفله بستان

داد دل مردم خردمند

تا به حال ۳۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تک در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۰۵ نوشته:

از بیت 13 به بعد اینچنین است:
پنهان مکن آتش درون را
زین سوخته جان شنو یکی پند
گر آتش دل نهفته داری
سوزد جانت به جانت سوگند
بر ژرف دهان سخت بندی
بر بسته سپهر نیل پرفند
من بند دهانت بر گشایم
گر بگشایند بندم از بند
از آتش دل برون فرستم
برقی که بسوزد آن دهان بند
من این کنم و بود که آید
نزدیک تواین عمل خوشایند
آزاد شوی و بر خروشی
ماننده ی دیو جسته از بند
هر رای تو افکند زلازل
از نور و کجور تا نهاوند
از برقه تنوره ات بتابد
زالبرز اشعه تا به الوند
ای مادر سر سپید بشنو
این پند سیاه بخت فرزند
از آتش آه خلق مظلوم
وز شعله ی کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری
بارانش ز هول و بیم و ترفند
بشکن در دوزخ و برون ریز
پادفره کفر کافری چند
زان گونه که بر مدینه عاد
بر سر شرر عدم پراکند
چونان که به شارسار پمپی
ولکان اجل معلق افکند
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل زهم این نژاد و پیوند
بر کن زبن این بنا که باید
از ریشه بنای ظلم بر کند
زین بی خردان سفله بستان
داد دل مردم خرمند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
م- ع در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۰۷ نوشته:

صحبت کز دل برآید لاجرم بردل نشیند .
بعضی اشعار بواسطه ی زیبایشان تاثیر گذار ند .شعر دماوند علاوه بر زیبایی کلام برخاسته از دل سوخته و دردمند یک هنرمند درد آشناست که تاثیر دو جندان بر خواننده میگذارد . خداوند روح این شاعر آزاده را قرین رحمت کند که تاثیر کلام او همواره برقرار است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا زارع در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۳۲ نوشته:

با سلام
مصرع دوم بیت نهم اینگونه اصلاح شود:
بر وی بنواز ضربتی چند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
داود در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۳۱ نوشته:

بیت بعد از بیت زیر
تو قلب فسردهٔ زمینی
از درد ورم نموده یک چند
به شکل زیر است که جاافتاده است:
تا درد و ورم فرو نشیند
کافور بر آن ضماد کردند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رسته در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۴۱ نوشته:

معنی شارسان از لغتنامه دهخدا:
شارسان . (اِ مرکب ) مخفف شارستان . شهرستان . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ) :
برآورد پرمایه ده شارسان
شد آن شارسانها کنون خارسان .
فردوسی .
ز داد و دهش وز خرید و فروخت
تو گفتی همی شارسان برفروخت .
معنی ولکان از لعتنامه دهخدا:
یحتمل این واژه از لغت volcano که در زبان انگلیسی به معنی "آتش فشان" میباشد، می آید.

"چونان که به شارسان پمپی
ولکان اجل معلق افکند"
دماوندیه -- محمد تقی بهار
( این لغت توسط اعضا به لغتنامه افزوده شده است)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مینا در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۰۷ نوشته:

‏'‏بر ری بنواز ضربتی چند‏'‏ شکل صحیح است همچنان که در ادامه نیز آمده:‏'ابری بفرست بر سر ری‏'‏
ومنظور اوضاع خفقان آور حکومتی و گله شاعر از مورد اهانت واقع شدن توسط برخی مردم افراطی در آن زمان در ری بوده.که در کتب درسی ما به غلط‏'وی‏'‏ آورده شده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید محمودی در ‫۲۳ روز قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۰ پاسخ داده:

همان وی درست است. چون دماوند بسمت بالا میره و مشت به آسمان میزنه. به ری هیچ ربطی نداره. 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن برازنسکی در ‫۲۳ روز قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۳ پاسخ داده:

چی میزنی هفته خودتی خدایی به سمت بالا میره پس به آسمان میزنه؟

میگه به آسمان بورو و به ری مشتی بکوب در ادامه هم ری رو تکرار می‌کنه ضمن اینکه برای خطاب قرار دادن آسمان از کلمه وی استفاده نمیشه 

 

 

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۲۲ روز قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۱ پاسخ داده:

دوست گرامی استفاده میشه و میدونیم که اگر غیر انسان مخاطب قرار داده بشه تشخیص هست جز این بود آرایه ای با نام تشخیص یا جان بخشی یا استعاره را نداشتیم البته انواع و اقسام استعاره داریم ؛

دیگر آن که در متون و نثر ها٫ وی٫ بیشتر برای انسان کاربرد دارد اما در اشعار میتوان خلاف این را دید 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حافظ مکن اندیشه... در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۴۸ نوشته:

بیت ششم به نظر می رسد که چنین باشد:
چون گشت زمین ز جور گردون
چونین خفه و خموش و آوند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Alireza در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۲ نوشته:

تو قلب فسردهٔ زمینی
از درد ورم نموده یک چند
این بیت جا افتاده است:
"تا درد و ورم فرو نشیند
کافور بر آن ضماد کردند."

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میلاد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۸ نوشته:

خانم مینا گرامی. برای نواختن ضربتی چند به ری، نیازی به آسمان رفتن نیست. منطق شعری بیشتر به صحیح بودن "بر وی بنواز ضربتی چند" دلالت دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
توکل در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۲ پاسخ داده:

این مصراع ابری بفرست بر سر ری را چطور توجیه کنیم اگر وی را جای ری بگذاریم ؟؟ اگر نظر شما را بپذیریم که وی درست است و منظور مشت زدن به آسمان است پس در این مصراع شاعر به دماوند گفته ابری بر سر آسمان بفرست و بر اسمان ببار  ! ابر بر سر آسمان باریدن  بی معناست ابر بر  زمین می بارد نه آسمان ( از روی تعصب شعر شاعران را تغییر ندهیم و هر شعری را به زمان خودش برگردانیم )

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Mohamad.Mehdi.(pretty_autumn) در ‫۱۹ روز قبل، سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۲ پاسخ داده:

درود برشما.

آفرین، درست و زیبا اشاره داشتید...

منظور از ابر هم ، ابری از آتش و خاکستر داغ آتشفشانی میباشد ...اگر  " وی " قرار داده شود معنی ناهمگون پیدا خواهد نمود ، ضمن اینکه  در اصل بافت این شعر " ری " هست و اجازهء چنین جابجایی معنا  رو نداریم !

منظور شاعر این هست که ؛

به آسمان برو و چند ضربه بر  ری  فرود بیاور ،

نه اینکه به آسمان برو و بر آسمان چند ضربه بزن !

[آسمان کاملا" بی گناه است و خطایی مرتکب نشده که مستوجب مشت آهنین دماوند باشد !]

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میلاد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۰ نوشته:

خانم مینا گرامی. جهت نواختن ضربتی چند به ری نیازی به آسمان رفتن نیست. منطق شعری بیشتر بر صحیح بودن مصرع "بر وی بنواز ضربتی چند" ذلالت دلرد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
توکل در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۵ پاسخ داده:

ابیات قبل گفته ای دماوند تو مشت زمین هستی که به آسمان زده شده است پس دیگه نیاز نیست مجدد بگه ای دماوند بر و به اسمان و به اسمان مشت بزن برعکس شاعر خیلی زیبا گفته مشت را به آسمان نزن برو بر اسمان و از بالا چند مشت به ری بزن و در بیت های بعدی مصراع دیگری هم هست که ری آمده است و نمیشه تغییرش داد به وی ( منظور از ری حکومت تهران در آن زمان بوده است ) 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Mohamad.Mehdi.(pretty_autumn) در ‫۱۹ روز قبل، سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۵ پاسخ داده:

گدازه های آتشفشانی ، ابتدا از دهانهء آتشفشان به سمت آسمان پرتاب میشوند سپس به زمین فرود میآیند،

شاعر منظور خود از ضربت و مشت در شعر یادآور شده !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کوکب در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۵ نوشته:

من حق را با خانم مینا میدانم
چون مشت را به هوا {آسمان} میبرند و مینوازند
چه خوبست شعر شعرا را دستکاری نکنیم اگر چه اشتباه باشد
با آحترام
کوکب

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید محمودی در ‫۲۳ روز قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۲ پاسخ داده:

ری اشتباه هست و استدلال شما نابجاست. اگر رشته مشت زنی را بدانید مشت را میشود از زیر یا از پهلو هم زد. ولی چون گردون به زمین ستم کرده، دماوند چون مشتی خواهان انتقام از فلک هست و وی درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۵ نوشته:

خانم میلاد ،
تا چه مشتی باشد!! مشتی که بخواهد ری را خراب کند باید مشتی محکم باشد.
و شاعر با اتشفشانی خاموش سخن میگوید و مرادش از مشت بیداری دماوند است تا تباهی از دامن ری با آتش بزداید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید محمودی در ‫۲۳ روز قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۴ پاسخ داده:

ری که بدون مشت هم و با یک فوت هم خراب میشود. دماوند که نماد پهلوانی مازندران و آمل و دیار پهلوان خیز شمال است در قصیده چون پهلوانی به مبارزه با آسمان و گردون و فلک فرا خوانده شده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجید در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۴ نوشته:

شکل صحیح همون " بر ری بنواز ضربتی چند" میباشد.
در کتاب درسی دبیرستان، عامدانه "ری" رو به "وی" تغییر داده اند.
کلا شاعر در این شعر از مردم گلایه داره و حتی دیگه اونا رو مخاطب قرار نمیده. از دست مردم به کوه شکایت برده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کودکانه در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۴ نوشته:

ای گرز درشت اتش افروز ای ملک زمین واسمان دور
ان دیو سپید تورا ندانم خفتان بگرفت ان گفت را بدانم
از خون رگت به لب بنوشم از گفته بهار باز بجوشم
تو مام بزرگ این زمینی تا بوده که بود تای چنینی
چه حماسه ها به دیده دیدی تیری ز کمان برفت شنیدی؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بی سواد در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۳۱ نوشته:

volcano آتشفشان از vulcano ایتالیایی که ریشه در vulcan لاتین ( خدای آتش رومیان) دارد ، گرفته شده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پیام بهتاش در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۵ نوشته:

دربارۀ اختلاف نظر وی و ری، تعجب می کنم؛ دربارۀ حافظ که بحث نمی کنیم، قصیدۀ دماوندیۀ بهار است که منبع صحیح آن به تأیید خودِ شاعر هم رسیده. علاوه بر آن در خودِ قصیده هم نشانه ای هست که بر صحیح بودن «وی» تاکید دارد:
بنواخت ز خشم بر فلک مشت آن مشت تویی تو ای دماوند
پس نواختن مشت بر آسمان کار غریبی نیست. ضمن اینکه در کلّ قصیده زمین و آسمان به نوعی رویاروی یکدیگر قرار گرفته اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تبسم در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۷ نوشته:

ری درسته
داستان از این قراره که این شعر بعد از مرگ فرخی نوشته شده زمانی که دفترروزنامه زیرزمینی ای که بهار و فرخی در اونجا روزنامه هایی مثل طوفان رو مینوشتند در ری کشف شد که زیر یک پنبه زنی بود و فرخی یزدی دستگیر شد و ملک الشعرا وقتی در بیمارستانی با منظره وزو بود دماوندیه 1 رو سرود و فرستاد ایران که نگرفت و این دماوندیه 2 هست یک سری بیت هاهم گلایه از مردم تهران و بدو بیراه بهشونه که حذف شده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم مداحی در ‫۳ سال قبل، یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۱ نوشته:

از درد تو دامنت بر از اشک
تا جوش و خوروش رود اروند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم مداحی در ‫۳ سال قبل، یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۵ نوشته:

از درد تو دامنت بر از اشک
تا جوش و خروش رود اروند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم مداحی در ‫۳ سال قبل، یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۹ نوشته:

از درد تو دامنت پر از اشک
تا جوش و خروش رود اروند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پرویز عزیزیان گیلان در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۰ نوشته:

در مصراع 《بر ری بنواز ضربتی چند》 《وی》 صحیح تر است. اگر قرار باشد شاعر بخواهد از دست مردم عصبانی باشد و از دماوند بخواهد که آنها را نابود کند. تهران نزدیکتر هست. در ضمن شهر ری از لحاظ سیاسی در زمان شاعر چندان اهمیت نداشته است. اگر ری را درست بدانیم این تصور شاعرانه که 《دود و خاکستری که یک مرتبه بر اثر انفجار به طرف آسمان پرتاب می شود و استاد بهار آن را به مشتی که بر فلک نواخته می شود》 را خراب کرده ایم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
توکل در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۶ پاسخ داده:

استاد بهار ، دود و خاکستر آتشفشان را به مشت تشبیه نکرده خیلی زیبا گفته دماوند مشت زمین است که به آسمان زده شده است و اتفاق ری درست است چون شاعر قبلش گفته تو مشت زمین به آسمان هستی و اگر مجدد تکرار کند که به آسمان مشت و ضربه بزن حشو است خیلی زیبا و شاعرانه گفته برو به آسمان و از بالا به ری مشت بزن و منظور تهران و حکومت تهران است که بهار بارها از جور و ستم سیاستمداران آن شکوه می کند. رجوع کنید به کتاب زندگی و شعر ملک الشعرا بهار اثر کامیار عابدی صفحه ۱۸۱ و کتاب از صبا تا نیما جلد دوم صفحه ۳۳۸

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۱ نوشته:

به نظر من بر ری بنواز ضربتی چند درسته...
چون تو دماوندیه اول هم ملک الشعرا یه بیت داره که از ری میگه
شهر ری بی هنر فریسه توست
ای شیر برین فریسه غران شو
پس حتما منظور شاعر شهر ری هست
ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حبیب حسین تبار در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۶ نوشته:

با عرض ادب و احترام خدمت همه اساتید،
شهر ری در شعرهای شعرای معاصر کنایه از شهر تهران هست
100 درصد مطمئنم که نسخه اصلی شعر رو که بنده ملاحظه کردم
ری درسته
همانطور که در دماوندیه1 هم ملک الشعرا ری رو مورد انتقاد قرار داد
که البته منظور نظر ایشان تهران بوده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد حسنپور در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۴ نوشته:

سلام دوستان چرا دیو سپبد به کا رفته تو ابن قصیده دیو سپید که تو شاهنامه آدمها رو میکشته و فرمانده دیوان بوده که توسط رستم کشته میشه دیو سپید استعاره از دماوند هست که دیو نماد ناپاکی و آدم کشیست ولی در ابیات بعد کاملا مورد تمجید قرار گرفته

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
توکل در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۷ پاسخ داده:

تشبیه کوه به دیو عظمت و شکوه دماوند را نشان میده دیو از نظر بزرگی نه رفتار و کردار 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد حسنپور در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۴ نوشته:

پمپی شهری تو ایتالیاست که با فوران اتشفشان کوه وزو با همه ی شهروندانش مدفون شد و همه شهر و ساکنینش نابود شدند و در مصرعی که بهار میگه مانند وزو شراره افشان شو اشاره به این جریان داره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرید آزاده در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۵ نوشته:

بخشی از دماوند وقف شد!
دماوند
«ای دیو سپید پای دربند
ای گنبد گیتی ای دماوند»
خون شد دل ریش مام ایران
آن دم که تن تو وقف کردند
مام وطن این زمان تو گویی
بنشسته به سو و شونِ فرزند
پاسخ ندهد دگر قصیده
شعری طلبد ز آب دیده
«از سیم به سر یکی کله خود»
وَز سرب دهان خلق اندود
«تا چشم بشر نبیندت روی»
پوشاند به جبرِ ابر، آن موی
«تا وارهی از دم ستوران»
گنگانِ وطن، کران و کوران
«با شیر سپهر بسته پیمان»
کوهی همه از نژاد ایمان
«چون گشت زمین ز جور گردون»
لبریز ز غصه دشت پرخون
«بنواخت ز خشم بر فلک مشت»
بگرفت مصیبتِ وطن پشت
«تو مشت درشت روزگاری»
از رستم و زال یادگاری
«ای مشت زمین بر آسمان شو»
کوبنده ی برج غاصبان شو
«نی نی، نه تو مشت روزگاری»
آمال سپید این دیاری
«تو قلب فسرده ی زمینی»
این بودی و‌تا ابد همینی
«شو منفجر ای دل زمانه»
الماس بپاش دانه دانه
«خامش منشین سخن همی گوی»
داغِ سخنت بنه به هر کوی
«ای مادر سر سپید بشنو»
آن اوج صدا رسید بشنو
«بگرای چو اژدهای گرزه»
بر لعبتکانِ دونِ هرزه
«ترکیبی ساز بی مماثل»
از بهر فقیه و رند و جاهل
«از آتش آه خلق مظلوم»
سوزان دل زاهدان معلوم
«ابری بفرست بر سر ری»
زآتش و بسوز بهمن از پی
«بشکن در دوزخ و برون ریز»
دامن شده از فساد لبریز
«زان گونه که بر مدینه ی عاد»
دادار، بلای خود فرستاد
«بفکن ز پی این اساس تزویر»
از ریشه بنِ دروغ برگیر
«بر کن ز بن این بنا که باید»
معمار دگر به عرصه آید
«زین بی خردان سفله بستان»
یک عمر بهای خاک ایران!
پی نوشت:
این شعر در قالب نوین قصیده-مثنوی و به استقبال از قصیده ی زیبای دماوند اثر ماندگار استاد ملک الشعرای بهار سروده شده.
فرید آزاده
99/5/7

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید هادی محسنی در ‫۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۰ نوشته:

با سلام و تحیت . جنابعالی حاشیه نوشته شده تک را قبوا دارید ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
توکل در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۳ نوشته:

ملک الشعرا بهار درسال ۱۳۳۰ هجری شمسی درگذشت یعنی ۷۰ سال قبل و قصیده معروف او دماوندیه اینگونه تغییراتی دارد در کتاب زندگی و شعر ملک الشعرا بهار اثر کامیار عابدی ابیاتی هست که اینجا نیست .درباره اخلاق و منش سیاسی او هم نظرات مختلفی هست بعد ۱۰۰۰ سال چه بیت هایی به این قصیده اضافه شود خدا داند .قطعا آنچه از فردوسی و دیگر شاعران هم امروز دردست ما است صد درصد آنچه نیست که خود شاعر سروده است اما قطعا مردم آن زمان کمتر در ابیات دست می بردند یا بیتی را حذف یا اضافه میکردند ۳۰ سال بعد از فوت بهار قصیده معروفش تغییر میکنه تا الان که ۷۰ سال از مرگ فرزانه زمان می گذرد با این بی توجهی به آثار و ابیات  ۱۰۰۰ سال دیگه چه بلایی سر  ابیات شاعران دوره معاصر آید فقط خدا داندو بس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید در ‫۲۳ روز قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۱ نوشته:

کلمه ری صحیح است 

ولی متاسفانه بعضیا حتی با نفوذ در کتب درسی 

واژه ری را به وی تغییر داده اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید محمودی در ‫۲۳ روز قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۱ پاسخ داده:

اتفاقا وی صحیح است. اصلا دماوند به ری ربطی ندارد. اتفاقا پایتخت نشین ها با تحریف در حال حذف واقعیتها هستند.‌از جمله نامگزاری شهری بنام دماوند در استان تهران که اصلا ربطی به قله دماوند ندارد. یا تحریف کتاب دوم دبستان که امکنه شهرها را با نام منطقه جغرافیایی آورده ولی به دماوند که رسیده خالی گذاشته تا بعدا کارش را تکمیل کرده و از آن تهران بنامد

یعنی عکس بیستون هست نوشته بیستون کرمانشاه

عکس سی و سه پل گذاشته و نوشته سی و سه پل اصفهان

عکس دماوند گذاشته و هیچی ننوشته. باید مینوشته دماوند آمل یا دماوند تهران

همچنین در اخبار شبکه تهران، عکس دماوند را نشان میدهد که ربطی به این شهر ندارد.

یا با پول ملت، در تهران پوسترهای دماوند و مناطق زیبایش میزند و مینویسد تهران!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید محمودی در ‫۲۳ روز قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۸ نوشته:

کلمه وی صحیح است و دماوند بعنوان خشم زمین در حال رویارویی با آسمان است که نماد فلک و گردون هست که به زمین و زمینی ها ستم کرده.

البته ری در ابیات بعدی آمده که نشان سفلگی اهل آن دیار و در آنزمان است. که ظاهرا کنون هم برخی از آنها، با آسمان ریسمان بافتن سعی در تغییر معنی شعر برای نهادن واژه ری، بجای وی که درست است دارند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.