خو به جفا نگار من، کرده و بس نمیکند
یار کسی نمیشود، یاری کس نمیکند
سنگ جفای باغبان، موسم گل به گلستان
تا پر مرغ نشکند، یاد قفس نمیکند
در چمنی که میزند زاغ ترانه بر گلش
نیست عجب که بلبلش، نغمه هوس نمیکند
نقد دلم ز کف بری، جان دهیم ز دلبری
آنچه تو دزد میکنی، هیچ عسس نمیکند
جذبهٔ عشق میکشد، از پی ناقه قیس را؛
ورنه رفیق لیلیش بانگ جرس نمیکند
از سر کویت ای پسر، آذر زود رنج اگر
رخت برون کشد دگر، روی به پس نمیکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج عشق و جدایی صحبت میکند. او به جفاهایی که معشوقهاش نسبت به او دارد اشاره میکند و میگوید که هیچ کس به کمک کسی نمیآید. همچنین میگوید که مانند باغبان که در فصل گل، سنگی به گلها میزند، او هم از یاد قفس نمیتواند فارغ شود. بلبل که باید نغمه سرایی کند، به خاطر زاغی که در چمن میزند، نمیتواند احساساتش را ابراز کند. در نهایت، شاعر به عشق و جذبهای که عاشق به دنبال معشوقهاش کشیده اشاره میکند و میگوید که حتی اگر سختیهایی در این راه وجود داشته باشد، از عشق و شوق به معشوق دست برنخواهد داشت.
هوش مصنوعی: نگار من با بیرحمی خود به من ظلم میکند و هیچگاه این کار را متوقف نمیکند؛ او هیچگاه در دوستی صادق نیست و به یاری دیگری نمیآید.
هوش مصنوعی: باغبان با بیرحمی خود، در زمانی که گلها در شکوفایی هستند، به خاطر مراقبت از پرندگان، به یاد قفس نمیافتد و این نشان میدهد که او بر درد و رنج دیگران تمرکز ندارد.
هوش مصنوعی: در چمنی که زاغ آواز میخواند، جای تعجب نیست که بلبل به آواز دلخواهش رغبت نمیکند.
هوش مصنوعی: دل من را از دستم بگیر، ما جانمان را به خاطر محبت تو فدای میکنیم. هر کاری که تو به طور پنهانی انجام میدهی، هیچ کسی در این مورد کنجکاوی نمیکند.
هوش مصنوعی: عشق، قیس را بهسوی لیلی میکشاند، در غیر این صورت رفیق او صدا و ندا نمیدهد.
هوش مصنوعی: از سر کوی تو، ای پسر، آذر زود به مشکلات دچار میشود. اگر روزی رخت خود را جمع کند و برود، هرگز به عقب بازنمیگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمیکند
آن چه تو دوست میکنی دشمن کس نمیکند
از سخن حریف سوز آن چه تو آتشین زبان
با من خسته میکنی شعله به خس نمیکند
راحله از درت روان کردم و این دل طپان
[...]
ناله به کوی او دلم بهر چه بس نمیکند
یار ستیزه کار من یاری کس نمیکند
نیست به فکر سینهام گم شده دل که چون رهد
مرغ اسیر از قفس یاد قفس نمیکند
گر نه ضعیف ما خود و همت ما بود قوی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.