ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است
که تنگنای دو عالم چه جای پرواز است؟!
بانتظار تو خود کرده ام، چنانکه ز راه
رسیده ای و همان چشم حسرتم باز است
بکوی او همه شب تا بروز مینالم
فغان که یار نمیپرسد این چه آواز است؟!
من و شکایت جور تو بیوفا، هیهات؛
ولی چه چاره کنم؟! آب دیده غماز است!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا گوینده در انتظار محبوب خود است و احساس میکند که در حالتی از آزادی و شوق برای پرواز به سوی او قرار دارد. او نشان میدهد که چشمش به راه محبوب دوخته شده و نالهاش به خاطر دوری اوست. گوینده در دل خود شکایت از بیوفایی محبوب دارد، اما در عین حال نمیتواند جلوی اشکهایش را بگیرد. این اشعار به عواطف عمیق و درد فراق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من از خودم میروم، چرا که بال و پر دارم و در این دنیا که تنگ و محدود است، چه جایی برای پرواز وجود دارد؟
هوش مصنوعی: من به انتظار تو نشستهام، به گونهای که گویی تو از راه رسیدهای و همچنان چشمانم در حسرت دیدارت باز مانده است.
هوش مصنوعی: در کوی او تا صبح با صدای بلند ناله میکنم و شکایت میکنم که چرا یار از حال من نمیپرسد و نمیداند چه صدایی از من بلند است؟
هوش مصنوعی: من و گلایه از بیوفایی تو هیچگاه، اما چه کنم؟! اشکهایم خود گواه این غم هستند!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است
سخن به رمز بگویم که غیر، غماز است
که بر خزانهٔ این رازهای پنهان زد؟
که قفل تافته افتاده است و در باز است
به اعتماد کس ای غنچه راز دل مگشای
[...]
نسیمگل به خموشی ترانهپرداز است
که موج رنگگل این چمن رگ ساز است
چگونه بلبل ما بال عیش بگشاید
که سایهٔگل این باغ چنگل باز است
کجا رویم که سرمنزلی به دست آریم
[...]
بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است
عروس لاله سراپا کرشمه و ناز است
نوا ز پردهٔ غیب است ای مقام شناس
نه از گلوی غزل خوان نه از رگ ساز است
کسی که زخمه رساند به تار ساز حیات
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.