کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه
وامانده ام پس، گم کرده ام راه!
از دل صبوری، هنگام دوری
باور ندارم، والله بالله!
ریزد چو جیحون، خیزد چو گردون
از دیده ام اشک، از سینه ام آه!
جانها فدایت، تا چیست رایت؟!
جنگ تو دلکش، صلح تو دلخواه!
کی از کمندم، افتد به بندم؟!
آن صید وحشی، این رشته کوتاه!
افغان ز گفتن، آه از نهفتن؛
مسکین گدایی، کو رنجد از شاه!
دشمن بدلبر، همبزم و؛ آذر
جان میسپارد بیرون درگاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس گمگشتگی و از دست دادن راه صحبت میکند. او در جستجوی خضر، نماد هدایت و راهبری، است و به او امید دارد. شاعر از درد دوری و تحمل صبر میگوید، در حالی که اشکها و آههایش از دلش بیرون میآید. او از جنگ و صلح، عشق و جدایی سخن میگوید و به فاصله بین خود و محبوبش اشاره میکند. در نهایت، شاعر به رسالت خود در عشق اشاره میکند و از وابستگیاش به معشوق و دشواریهای این مسیر میگوید.
هوش مصنوعی: کجا میتوانم فردی مانند خضر، که راهنما و هدایتکننده است، پیدا کنم؟ زیرا من از میان آن همه زیباییها و شگفتیها عقب ماندهام و اکنون راه خود را گم کردهام!
هوش مصنوعی: باور ندارم که از دل صبوری در زمان جدایی، بتوانم تحمل کنم، قسم به خدا!
هوش مصنوعی: چشمانم به اندازهی جیحون اشک میریزد و از درونم، از سینهام، آهی بلند و اندوهگین برمیخیزد.
هوش مصنوعی: جانها فدای تو میشوند، چه چیزی برای تو در نظر است؟ جنگ تو زیباست و صلح تو مطلوب و مورد پسند است!
هوش مصنوعی: کی از چنگ من آزاد خواهد شد؟ آن حیوان وحشی، این طناب کوتاه را نمیپذیرد!
هوش مصنوعی: آه وناله از بیان احساسات و مشکلات، و درد دل کردن برای کسی که در سختی و تنگدستی به سر میبرد، در حالی که از سلطنت و قدرت مینالد.
هوش مصنوعی: دشمن به معشوقه، که هم صحبتش است، جان آذر را از درگاه بیرون میسپارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آهنین پوش ندیدم چو تو سرو
نمدین خود ندیدم چو تو ماه
سرو را هرگز خربنده که دید
ماه را دید کس از پشم کلاه
از ره راست بیفتاده ست آنک
[...]
خاک را چاک زد ای دوست گیاه
عمر برباد مده باده بخواه
بی نظر چشم شکوفه است سفید
بی گناه دل لاله است سیاه
در چمن عود همی سوزد باد
[...]
برفکن برقع از آن رویِ چو ماه
تا به ماهت کنم از دور نگاه
گرچه هر لحظه برانگیخته ای
رستخیزی دگر از لشکر گاه
کو مرا جایِ نزولِ تو که نیست
[...]
رخ ز تشبیه دهد جلوه چو ماه
ببرد عقل صد افتاده ز راه
آمد آن طرفه عرابی از راه
دید آن بدره در آن منزلگاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.