گنجور

شمارهٔ ۵۳

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل ز محنت شده خون جام می ناب کجاست

جان شد از دست برون نغمه مضراب کجاست

سوزد از آتش عشق تو دلم شمع صفت

نی چگویم که چو شمعم بدرون آب کجاست

خواهمت شرح دهم شمهٔ از خون جگر

لیک با آن همه آهن دلیت تاب کجاست

گفته بودم که خیال تو به بینم در خواب

شب ز سودای سر زلف توام خواب کجاست

دل بدریای غم افتاده خدا را یاران

تا خدای دل آن طرهٔ پرتاب کجاست

گیرم از چهره بر خلق بر افکند نقاب

چشم خفّاش کجا مهر جهانتاب کجاست

صرف و نحو کُتب عمر شد و مفتاحی

که گشاید دل از او درهمه ابواب کجاست

در بر ابروی طاقش بر ما ای زاهد

دست بردار که کس را سر محراب کجاست

تا ز اسرار میان تو بگوید رمزی

در میان محرم اسرار در اصواب کجاست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.