منادی در منادی این ندایست
که درد عشق را درمان فنایست
به نزد عارفان اهل بینش
جهان آئینه وجه خدایست
ز هستی هر که گردد نیست در راه
بحق او را بقای بی فنایست
نقاب زلف بر رخسار چون ماه
عجایب فتنه و محکم بلایست
همه ذرات عالم را بمعنی
اگر داند وگر نه رو بمایست
هر آن طالب که طالب رهبرش شد
یقین می دان که دردش را دوایست
دل و جان اسیری را ز دردت
بحمدالله که صد نور و صفایست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره معانی عمیق عشق و عرفان است. منادی، که نماد یک آگاهی و صدا است، بیان میکند که درد عشق به معنای واقعی خود، درمان و نجات است. عرفا میگویند دنیا در واقع بازتابی از خداست و کسی که در مسیر عشق و معرفت به خود را از هستی محو کند، در حقیقت به بقای جاودانی دست مییابد. زیبایی و فتنههای عشق، مانند زلف یار، در عین حال که چالشبرانگیز است، اما در دل آنها نور و صفا وجود دارد. هر کسی که به جستجوی معنای واقعی باشد، میداند که دردی که میکشد در نهایت به درمان خواهد انجامید. در نهایت، این شعر به ارتباط عمیق دل و جان انسان با عشق و نور الهی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: صدا و ندا در واقع میگوید که این پیامی است که درد عشق را نمیتواند از بین ببرد و هیچ درمانی برای آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در نظر عارفان آگاه، دنیا همچون آینهای است که reflektor چهره خداوند را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: هر کس که از وجود خود فاصله بگیرد و به راه حقیقت قدم بگذارد، زندگی جاودانهای بدون زوال خواهد داشت.
هوش مصنوعی: زلفهای او بر چهرهاش مانند ماه زیبایی دارد و این معشوقهی دلربا با فریبندگی و جذابیتش، زندگی را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: تمام ذرات جهان را باید بشناسد، حتی اگر این شناخت را داشته باشد یا نداشته باشد، باید به آن توجه کند.
هوش مصنوعی: هر کس که به دنبال راهنمایی و رهبری است، به خوبی میداند که دردی که دارد، درمان و چارهای نیز برای آن هست.
هوش مصنوعی: دل و جان یک اسیر به خاطر درد تو، به لطف خدا، پر از نور و صفاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بپروردم ورا چونانکه بایست؛
به هر رنگی و هر بویی که شایست؛
فلک را چتر بد سلطان ببایست
که الحق چتر بیسلطان نشایست
خطا گفتم که ازمشک خطایست
که او هم نافه و شیر خدایست
بنام ایزد زهی خرم سرائی
که چون فردوس اعلی دلگشایست
هواش از اعتدال طبع دائم
چو انفاس مسیحا جان فزایست
غبار آستانش از خوش نسیمی
[...]
چو استادی دوانستی که جایست
به هر سویی که روی آری خدایست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.