ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
جان و دل عشاق اسیر خط و خالت
از بهر تراش دل و دین تاختن آرد
در مملکت جان همه دم خیل خیالت
ما را ز خمار غم هجران خبری نیست
چون مست مدامم ز می جام وصالت
بگرفت جمال تو بدعوی همه آفاق
در حسن و ملاحت بجهان نیست مثالت
در کشتن عشاق نمایی ید بیضا
خون همه گویی که بفتوی است حلالت
دادند بهر کس ز ازل قسمت و بخشی
زان روز دلم را غم عشق است حوالت
چون شاهد حسن تو ز رخ پرده برانداخت
شد محو فنا جان اسیری ز جمالت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت بینظیر محبوب است. شاعر به وصف عشق و شیدایی خود نسبت به محبوب میپردازد و میگوید که همه چیز در جهان به خاطر زیبایی او دلبسته است. عشق او چنان عمیق است که از غم جدایی بیخبر است و هر لحظه در حالت مستی و شادی به سر میبرد. شاعر همچنین اشاره میکند که در میان زیباییهای موجود در جهان، کسی چون محبوب او وجود ندارد. در نهایت، او میگوید که عشقش از روزگار آغازین در دل او بوده و با دیدن محبوب، به کلی جذب جمال او شده است.
هوش مصنوعی: تمام جهان به زیبایی و جذابیت تو دل بستگی دارد و جان و دل عاشقان در دست طرح و زیبایی تو گرفتار است.
هوش مصنوعی: برای ایجاد احساسی عمیق در دل و دین، انسان باید با تمام وجود در مسیر زندگیاش حرکت کند. هر لحظه که در این راه قدم میگذارد، جمعیتی از خیالات و آرزوهای او را احاطه میکند.
هوش مصنوعی: ما به خاطر غم جدایی هیچ خبری نداریم، زیرا همانند کسی که بیوقفه مست است، به خاطر شراب وصال، در حال خوشی و سرمستی هستم.
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث شده که همه نقاط دنیا در ادعای زیبایی و جذابیت خود، به تو اشاره کنند و در حقیقت، هیچکس در زیبایی و دلربایی به پای تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: در کشتن عاشقها همچون معجزهای، تو خون آنها را با افتخار توجیه میکنی که این کار برای تو جایز و حلال است.
هوش مصنوعی: از ابتدای خلقت هرکس سهم و نصیبی دارد و از آن روز به بعد، دل من همیشه در غم عشق باقی مانده است.
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو از پشت پرده بیرون آمد، جان اسیری از زیباییات به شدت حیرتزده و مجذوب شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای پیشرو هر چه نکوییست جمالت
وی دور شده آفت نقصان ز کمالت
ای مردمک دیدهٔ ما بندهٔ چشمت
وی خاک پسندیدهٔ ما چاکر خالت
غم خوردنم امروز حرامست چو باده
[...]
«دل باغ تو شد پاک ببر زان که درین دل
یا زحمت ما گنجد و یا نقش خیالت
جان نیز بنزد تو فرستیم بدین شکر
صد جان نکند آنچه کند بوی وصالت»
روحالقدس ار دیده گشاید به جمالت
ایمن ننشیند ز فریب خط و خالت
در هیچ چمن چون تو گلی نیست، ندانم
دهقان ز گلستان که آورده نهالت
گرد سر اعجاز تو گردم که شود شب
[...]
ای ماه و خور از آینه داران جمالت
طوبی خجل از جلوه نو خیز نهالت
حقا که فراموش کند چشمه حیوان
گر خضر چشد جرعه ای از جام زلالت
نه حوری و غلمان تو کدامی که ندیدم
[...]
تو آن احدی که احدی نیست مثالت
واقف نبود هیچ کس از هیچ کمالت
دستی نرسیده است به دامان جلالت
نی بوده و نی باشدو نی هست همالت
عالم همگی ریزەخور خان نوالت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.