گنجور

 
اسیری لاهیجی

ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم

شد اشارت بفراق رخ تو نار جحیم

رشک فردوس برین است و نعیم ابدی

دوزخ ما که در آنجاست بما یار ندیم

هست از مهر رخت در دل هر ذره نشان

یافت جان همه از نکهت زلف تو نسیم

در دل پاک توان دید جمال تو عیان

زانکه آوینه روی تو بود قلب سلیم

فارغ از دعوی برهان حدوث و قدم است

جان عارف که بود محرم اسرار قدیم

مست و بیخود ز می و وصل تو ذرات دو کون

همه از فیض تو با بهره زهی فیض عمیم

گه تجلی جمالی کند و گاه جلال

چون کنم کین دل دیوانه نگردد بدو نیم

گر جفا می کند آن یار و اگر مهر و وفا

چاره ماچه بود غیر رضا و تسلیم

ای اسیری ز خدا غیر خدا هیچ مجو

بهر حق عابد حق شو نه ز امید و ز بیم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

بفزوده ست بر من خطر قیمت سیم

تا بنا گوش ترا دیده ام ای در یتیم

سیم را شاید اگر در دل و جان جای کنم

از پی آنکه بماند به بنا گوش تو سیم

از بناگوش تو سیم آمد و زر از رخ من

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ابوالفضل بیهقی

آفرین باد بر آن عارض‌ پاکیزه چو سیم‌

و آن دو زلفینِ‌ سیاه تو بدان شکل دو جیم‌

از سرا پایِ توام هیچ نیاید در چشم‌

اگر از خوبیِ تو گویم یک هفته مقیم‌

بینی آن قامتِ چون سرو خرامان‌ در خواب‌

[...]

ناصرخسرو

ای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم

روی بر تافته از رحمت رحمان رحیم

دل چون بحر تو در معصیت و نرم چو موم

سنگ خاراست گه معذرت و تنگ چو میم

نتوانی که کنی بر سخن حق تو مقام

[...]

سنایی

دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم

پسری دیدم تابنده‌تر از در یتیم

زین سیه چشمی جادو صنمی طرفه چو ماه

بی‌نظیری که نظیریش نه در هفت اقلیم

با دلم گفتم ای کاشکی این میر بتان

[...]

سوزنی سمرقندی

علم محترم دولت دین قیم

مستوی قامت باد از تو تا روز قیام

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه