تا کرد شاه عشق بملک دلم نزول
برخاستست از سر جان عقل بوالفضول
خورشید عمرم ار بفراقت زوال یافت
لیکن ز جان خیال وصال تو لایزول
آن یار عین ماست نه از روی اتحاد
این خانه پر ازوست ولیکن نه از حلول
بی بهره نیست ذره از مهر روی دوست
نور ترا بظلمت عالم بود شمول
کی با خودی ببزم وصالت توان رسید
فانی ز خویش شو که بحق یافتی وصول
دانش همه بمذهب من هست معرفت
در دین ما جز این نه فروعست و نه اصول
از قیل و قال هیچکس آگه نشد ز حال
مفتی ز قول راست مرنج و مشو ملول
زاهد رسد بجان تو بوئی ز عشق یار
گفتار عاشقان اگرت اوفتد قبول
کس واقف ار ز حال اسیری نشد چه شد
بهتر ز شهرت دگرانست این خمول
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و ارتباط عمیق روحی با محبوب میپردازد. شاعر از تجلی عشق در دل و آثار آن بر جان و عقل میگوید. او بیان میکند که حتی اگر زندگیاش متاثر از جدایی باشد، عشق به محبوبش هرگز زوال نمییابد. رابطهاش با محبوبش را فراتر از اتحاد فیزیکی میداند و بر این نکته تاکید میکند که نور عشق، در دل تاریکیهای دنیا تأثیر دارد. همچنین به اهمیت فانی شدن از خود برای رسیدن به وصال اشاره میکند و معرفت را رکن اصلی دین خود را میداند. به نظر شاعر، فهم عشق و حال عاشقان بیشتر از ظاهرها و سخنان بیمحتوا مهم است و نهایتاً توصیه میکند که به عشق خود پایبند بمانند، حتی اگر در آن خمول باشند.
هوش مصنوعی: وقتی عشق، که خود شاه است، بر دل من فرود آمد، فهم و عقل و دلایل بیفایدهام به کلی از بین رفتند و دیگر برایم اهمیت ندارند.
هوش مصنوعی: اگرچه زندگیام به خاطر جداییام از تو رو به زوال است، اما عشق و یاد تو هرگز از جانم محو نخواهد شد.
هوش مصنوعی: آن دوست عین ماست اما این نزدیکی به خاطر اتحاد نیست. این خانه پر از وجود اوست، اما این به معنای ورود او به ما نیست.
هوش مصنوعی: هر ذرهای از وجود در این عالم از محبت و زیبایی معشوق بهرهمند است و این عشق و نور اوست که باعث روشنایی و گستردگی در تاریکیهای جهان میشود.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصال محبوب برسی، باید از خودخواهی و تعلقات دنیوی دست برداری. تنها زمانی میتوانی به حقیقت وصال دست یابی که از جسم و دنیای مادی خود فاصله بگیری.
هوش مصنوعی: علم و دانش همگی در مذهب من هست و در دین ما، معرفت و شناختی وجود دارد که نه تنها به ظواهر و اصول محدود نمیشود، بلکه عمق بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: هیچکس از بحث و جدل و حرفهای بیهوده خبر ندارد که مفتی (فقیه یا عالم دینی) چه حالی دارد؛ بنابراین، از سخنان درست او ناراحت نشو و دلسرد نگرد.
هوش مصنوعی: ای زاهد! بویی از عشق معشوق به جان تو میرسد. اگر از عشق و سخنان عاشقان چیزی بشنوی، آن را پذیرا باش.
هوش مصنوعی: هیچکس از حال اسیری باخبر نیست، پس چه فرقی میکند که نام و شهرت دیگران بهتر باشد یا نه، این سکوت و بیخبری از حال او ارزشمندتر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیدل گمان مبر که نصیحت کند قبول
من گوش استماع ندارم. لمن یقول؟
تا عقل داشتم نگرفتم طریق عشق
جایی دلم برفت که حیران شود عَقول
آخر نه دل به دل رود؟ انصاف من بده
[...]
بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست
دیدیم و بیغروب نبودند و بیافول
یا یک زمان به جانب ما نیز میل کن
یا خود جواب ما بده ار گشتهای ملول
ترسم رسول دین تو گیرد، بدین سبب
[...]
دیدم پریر ساده غلام بخارئیی
زیبا و دلفریب و نکو فعل و خوب قول
چشمم بر اوفتاد طمع کردم اندرو
سرپوش بردم از سر خوان بی هراس و هول
گفتم بغیر بوسه دهی هیچ دیگرم
[...]
یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول
بلغ تحیتی و سلامی کما اقول
از تشنگان بادیه ی هجر یاد کن
روزی گرت بکعبه ی قربت بود وصول
یا رب چنین که اختر وصلت غروب کرد
[...]
رفتم گر از نشستن ما میشوی ملول
زین در کجا روم که بیابم درِ قبول
محکوم را اگر بکشی حکم از آن توست
ما گوش دل نهاده به حُکمت کما یقول
سوز درون به آب سرم کم نمیشود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.