چون خیال وصل جانان هست سودای محال
جان شیدایم ز وصلش گشت قانع با خیال
تا ز هستی هست باقی یکسر مو وصل نیست
نیست از هستی خودشو گر همی خواهی وصال
در میان جان و جانان پرده جز پندار نیست
چونکه پندارت نماند هر دو دارند اتصال
گر شود صافی ز زنگ غیر مرآت دلت
می توان دیدن عیان از دیده جان آن جمال
حال اهل دل طلب مفتی، که تا عارف شوی
راز عرفان کی شود حاصل ز راه قیل و قال
دامن صاحب کمالی گیر و میرو در رهش
گر همی خواهی که یابی حال ارباب کمال
چون بکنه حسن او کس را اسیری ره نبود
در بیان وصف او زان رو زبانها گشت لال
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان عشق و جانی میپردازد که در آرزوی وصال محبوبش است. او به این نکته اشاره میکند که عشق حقیقی تنها در خیال وجود دارد و در واقع، پیوندی میان جان و جانان وجود ندارد، جز در ذهن. در این مسیر، اگر فرد زنگهای غیر را از دل خود پاک کند، میتواند جمال حقیقی را درک کند. همچنین، شاعر به اهمیت یافتن حقیقت و کمال در عشق اشاره میکند و میگوید که راه رسیدن به عرفان از طریق گفتوگو و مباحثه نیست، بلکه از طریق پیروی از الگوهای کمال و حقیقت میسر است. در نهایت، بیان میکند که وصف جمال محبوب آنچنان بالاست که زبانها از گفتن آن ناتوانند.
هوش مصنوعی: وقتی که به فکر وصال معشوق هستیم، دلمان به آرزوی غیرممکن مشغول است. جان عاشق ما از وصل او راضی شده و به همین خیال دلگرم است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجود دارد، همه چیز به هم متصل نیست. اگر میخواهی به وصال برسی، باید از موجودیت خود کم کنی.
هوش مصنوعی: در بین روح و محبوب، تنها خیال و توهم وجود دارد. وقتی که خیال و تصور تو کنار برود، هر دو به هم پیوستهاند و ارتباط دارند.
هوش مصنوعی: اگر دل از آلودگیهای غیر پاک شود، میتوانی جمال و زیبایی واقعی را به وضوح با چشم جانت ببینی.
هوش مصنوعی: نفس اهل دل به دنبال کسانی است که آنها را راهنمایی کنند، زیرا برای دستیابی به درک عمیق معنوی، باید از بحثها و جدلهای بیپایه پرهیز کرد.
هوش مصنوعی: به دامن فردی با کمال و فضیلت چنگ بزن و از راه او منحرف نشو، اگر واقعاً میخواهی به حال و مقام بزرگانی که به کمال رسیدهاند دست یابی.
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی او کسی را به اسارت در میآورد، دیگر هیچ راهی برای توصیف او وجود ندارد. به همین دلیل، زبانها از گفتن در مورد او خاموش میشوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال
نیک وقت و نیک جشن و نیک روز و نیک حال
فال فیروزی و زرّست : آسمان و بوستان
کان یکی پیروزه جامه است این دگر زرّین نهال
گرد برگ زرد او بر چفته شاخ زرد خوش
[...]
اهل گردون دوش چون دیدند بر گردون هلال
خرمی کردند و فرخ داشتند او را بفال
با دعا و با تضرع دستها بر داشتند
پنج حاجت خواستند از کردگار ذوالجلال
نصرة دین و دوام دولت و امن جهان
[...]
تا شمر چون درع داودی شد از باد شمال
گشت چون تخت سلیمان گلبن از حسن و جمال
در ببارد از هوا هر ساعتی ابر بهار
مشگ پالد بر زمین هر ساعتی باد شمال
کرد چون عمان زمین را اشگ ابر قطره بار
[...]
عید را با مهرگان هست اتفاق و اتصال
هر دو را دارند اهل دولت و ملت به فال
اتفاق و اتصال هر دو بر ما خرم است
مرحبا زین اتفاق و حبذا زین اتصال
عید آیینی است کز وی هست ملت را شرف
[...]
بس کنید آخر محال ای جملگی اصحاب مال
در مکان آتش زنید ای طایفهٔ ارباب حال
زینهار و زینهار از گرم رفتن دم زنید
زین یجوز و لایجوز و خرقه و حال و محال
خرقهپوشان گشتهاند از بهر زرق و مخرقه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.