گنجور

 
اسیری لاهیجی

مائیم نقاب شاهد شنگ

او شنگ و نقاب همچو وی ینگ

عهدیست میان ما و دلبر

کز ما نشود جدا به نیرنگ

هر کس که جمال روی او دید

شیداست چو ما و واله و دنگ

هر لحظه به تیغ غمزه چشمش

بی جرم کند بخونم آهنگ

عاشق در آشتی همیزد

معشوق نداشت جز سرجنگ

غیرت سر عاشقان بی باک

کردست بدار عشق آونگ

از دولت عشق شد اسیری

آزاده ز قید نام و ز ننگ

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عطار

ای عشق تو با وجود هم تنگ

در راه تو کفر و دین به یک رنگ

بی روی تو کعبه‌ها خرابات

بی نام تو نامها همه ننگ

در عشق تو هر که نیست قلاش

[...]

سعدالدین وراوینی

چون کار بنام آید و ننگ

بر آتش چون کباب و بر تیغ چوزنگ

عراقی

تنگ آمدم از وجود خود، تنگ

ای مرگ، به سوی من کن آهنگ

بازم خر ازین غم فراوان

فریاد رسم ازین دل تنگ

تا چند آخر امید یابیم؟

[...]

مولانا

برخیز ز خواب و ساز کن چنگ

کان فتنه مه عذار گلرنگ

نی خواب گذاشت خواجه نی صبر

نی نام گذاشت خواجه نی ننگ

بدرید خرد هزار خرقه

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه