گنجور

 
اسیری لاهیجی

ساقی قدحی بکام ما ریز

فرصت چو غنیمت است برخیز

بدمستی عاشقان جان باز

صدباره به از صلاح و پرهیز

در میکده آی و با حریفان

می نوش و بشاهدان درآمیز

جان کن گرو شراب و شاهد

از زهد ریا دلا بپرهیز

خواهی که تو جان بری سلامت

در دامن زلف او درآویز

بستان دل و جان و در عوض ده

یک بوسه از آن لب شکرریز

سر در قدمش بنه اسیری

تسلیم شو و بعشق مستیز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عراقی

وقت طرب است، ساقیا، خیز

در ده قدح نشاط انگیز

از جور تو رستخیز برخاست

بنشان شر و شور و فتنه، برخیز

بستان دل عاشقان شیدا

[...]

مولانا

برخیز و صبوح را برانگیز

جان بخش زمانه را و مستیز

آمیخته باش با حریفان

با آب شراب را میامیز

یاد تو شراب و یاد ما آب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
سعدی

گفتم: چه بود گیاهِ ناچیز

تا در صفِ گل نشیند او نیز؟

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه