ای عشق چاره ساز جگر سوز دلنواز
بستان مرا ز دست من و کار من بساز
گر داستان زلف تو خوانم مطولست
کوته کنم بروی تو افسانه دراز
کی آورم بسجده محراب سرفرو
گر نیست طاق ابروی تو قبله در نماز
گر وصل دوست میطلبی هست و نیست را
خوش در قمار عشق بیکباره پاکباز
گر عاشقان ز محنت عشقند خوار و زار
همت نگر بعشق تو مائیم سرفراز
با هر کسی ز خوان کرم بخش و قسمتی است
معشوق و ناز و عاشق بیچاره و نیاز
در بوته مجاهده بربوی وصل یار
جانم اسیریا همه دم هست درگداز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و تأثیر عمیق آن بر زندگی شاعر است. شاعر از عشق به معشوق خود به عنوان یک نیروی نجاتدهنده یاد میکند و از او میخواهد که او را از دست خود و کارهایش رها کند. او بیان میکند که داستان زلف معشوقش بسیار طولانی است و میتواند آن را به اختصار بگوید. همچنین، او به اهمیت معشوق در زندگیاش اشاره کرده و میگوید که بدون وجود او، نماز و عبادت نیز بیمعناست. عشق را به قمار تشبیه میکند و میگوید که در عشق، همه چیز را ریسک میکند و در نهایت بر آن است که عشق باعث سربلندی و افتخار است، حتی اگر عاشقان در رنج و سختی باشند. شاعر در نهایت از تلاش برای وصالش با یار سخن میگوید و بیان میکند که همیشه در حال جوشش و دگرگونی است.
هوش مصنوعی: ای عشق، دارویی برای دردها و آرامشبخش دل، مرا از دست خودم نجات بده و به من کمک کن تا زندگیام را سامان بخشم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم داستان زلف تو را به تفصیل بگویم، بسیار طولانی میشود؛ بنابراین سعی میکنم دربارهی تو داستانی کوتاه و پرمعنا بگویم.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم در نماز به جای سجده به محراب، سرم را به زمین بگذارم، در حالی که اگر ابروی تو نباشد، هیچ قبلهای وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: اگر به دنبال وصل دوست هستی، در بازی عشق باید با همه چیز وداع کنی و به یکباره از خود بگذری.
هوش مصنوعی: اگر عاشقان به خاطر درد و رنج عشق در ضعف و پریشانی به سر میبرند، توجه کن که ما به خاطر عشق تو، سرشار از افتخار هستیم.
هوش مصنوعی: هر کسی به طریقی از نعمتهای زندگی بهرهمند است و در این میان، معشوق هم دارد که به او ناز میکند و عاشق با نیازهایش در تلاش است.
هوش مصنوعی: در مراحل سخت و تلاش برای رسیدن به معشوق، جان من به اسارتی دائم دچار است و در هر لحظه در حال آزمایش و دگرگونی هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دست منت تو بمن بنده در دراز
درگاه تو ز حادثه من بنده را جواز
درهای رنج بسته بمن بر سخای تو
بر من در سرای تو بیگاه و گاه باز
صد کس نیازمند من و من بجاه تو
[...]
در هجر روی و لعل تو،ای لعبت طراز
بر روی زرد کرده ام از خون دل تراز
ناکامم از تو ، ور چه برآوردمت بکام
رنجورم از تو ، ور چه بپروردمت بناز
هستم ز حسرت بر چون سیم خام تو
[...]
ایچرخ سفله پرور خس یاردون نواز
تا کی خطا و چند دغا راستی بباز
چرخ و زمین ز برف و ز یخ کرد برگ و ساز
در پوش پوستین که دی آمد ز در فراز
بس مومن بهشتی کز خوف رنج دی
خواهد که در میان جهنم شود دراز
هست از کمال شدت سرما در آبگیر
[...]
ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
جان عدو فتد چو دل شمع در گداز
هرجا که می روی ظفر اندر رکاب توست
در هیچ منزل از تو نخواهد فتاد باز
دیگر شکی نماند جهان را درین که هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.