ازپرتو جمال تو عالم منورست
وزسنبلت مشام دل و جان معطرست
این جرم خور که جمله جهان روشن ازویست
یک ذره ز پرتو آن روی انورست
سلطان حسن روی ترا ملک هر دو کون
بی لشگر و سپاه عجایب مسخرست
غایت نداشت جلوه رویت از آن سبب
هر دم بجلوه دگر و حسن دیگرست
در تاب رفت زلف تو سرها بباد داد
بازش ز پیچ و تاب چه آشوب در سرست
چشمت بقصد کشتن من غمزه تیز کرد
یارب که این چه ترکک بیرحم کافرست
عقل بلند پایه بدرگاه شاه عشق
هرگز نگشت محرم و چون حلقه بردرست
کس با خودی نیافت ببزم وصال راه
زیرا جناب وصل ازین پایه برترست
در دام فتنه جان اسیری ز چیست گفت
گفتم کزان سلاسل زلف معنبرست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به توصیف جمال معشوق و اثرات آن بر عالم و دل و جان خود میپردازد. او میگوید پرتو زیبایی معشوق جهان را روشن کرده و عطر گیسوانش روح را معطر میسازد. زیبایی او با قدرت خود، بدون نیاز به لشکر و سپاه، کل دنیا را به تسخیر درآورده است. شاعر همچنین به چگونگی جاذبههای متعدد زیبایی معشوق و تأثیر زلفهایش که هر لحظه دلی در راه اشتیاق بههم میزند، اشاره میکند. در نهایت، او به چالشهای عشق و نرسیدن به وصل اشاره کرده و میگوید که عشق واقعی فراتر از فهم عقل است و در برابر زیبایی معشوق، عقل و نفس انسان تسلیم میشوند.
هوش مصنوعی: نور و زیبایی تو باعث روشنایی دنیا شده است و عطر و بوی خوش نرگس تو روح و دل مرا خوشبو کرده است.
هوش مصنوعی: این خورشید که باعث روشنایی تمام جهان است، تنها یک ذره از پرتو نور چهره تابناک اوست.
هوش مصنوعی: سلطان حسن، زیبایی تو همانند سلطنتی است که بر هر دو جهان حاکم است، بدون نیاز به لشکر و نیروی نظامی، زیرا شگفتیها و جادوی تو همه چیز را تسخیر کرده است.
هوش مصنوعی: زمانی که به زیبایی وجه تو نگاه میکنم، متوجه میشوم که هیچ حد و مرزی ندارد. به همین دلیل، هر بار که به تو مینگرم، جلوهای جدید و زیبایی متفاوت را مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند بادی که سرها را به هم میزند، همه را به هم ریخته است و دوباره با پیچ و تابش، آشفتگی زیادی در دلها ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: چشمان تو با نیت آزار من، نگاه خشمگینی به من دوخته است. ای کاش به من رحم میکردی، چرا که این رفتار تو بسیار بیرحمانه و ستمگرانه است.
هوش مصنوعی: عقل و خرد عمیق هیچگاه به مقام دوست و معشوق راه نیافتند، مانند حلقهای که به درِ آنجا نمیرسد.
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است به حالت وصال و نزدیکی با محبوب دست یابد، زیرا مقام وصال از این سطح بالاتر است.
هوش مصنوعی: در دام یکی از مشکلات و فتنهها گرفتار شدم و از خودم میپرسم که این وضع به چه دلیل است. در پاسخ گفتم که این درد ناشی از زنجیرهای زیباییهای اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه جهان که خسرو فرخنده اخترست
بر شرق و غرب پادشه عدل گسترست
عزمش فرو برندهٔ ملک مخالف است
رأیش برآورندهٔ دین پیمبرست
سَهمَش به خاورست و نهیبش به باختر
[...]
ای آنکه روزگار بطبعت مسخرست
عزم تو باقضای سمایی برابرست
جاوید باد ، تاکه در ایام ملک تو
از خبث کافری همه عالم مطهرست
کشته ترا صمیم بیابان قرار گاه
[...]
در شعر من بعیب نگیرند اهل فضل
گر جای جای قافیه بعضی مکرّرست
معنی سر سخن بود و قافیه تنش
بر یک تر ازو او دوسر، آن چون دو پیکرست
گر قافیه دو باشد و معنی یکی بدست
[...]
امروز روز نوبت دیدار دلبرست
امروز روز طالع خورشید اکبرست
دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک
امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست
از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن
[...]
این بوی روحپرور از آن خوی دلبر است
وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است
ای باد بوستان مگرت نافه در میان؟
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پَر است؟
بوی بهشت میگذرد یا نسیم دوست؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.