لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
آشفتهٔ شیرازی

چشمکان چنگیز و رخ روم و خم گیسو ختن

جادوی خون خواره چون آئینه ذات الفتن

پرتو روی تو بر دل تافت و جان را بسوخت

شمع چون شد مشتعل لابد بسوزد پیرهن

چیست نرگس در گلستان چشم خونریز بتان

لاله در بستان کدام آن عاشق خونین کفن

خط خونینم رقم هر دم زند بر گرد لب

چون بخار آهم آید از جگر سوی دهن

یوسفی و چاه وارون بر زنخ آورده ای

بر سر آن چاه وارون بسته ای مشکین رسن

چهره ات بت طره ای زنار و دلی دارم عجب

در کدامین بتکده زنار می بندد سمن

رطلهای یکمنی ساقی بیار از صاف عشق

تا برآرم ریشه عقل و بسوزم ما و من

دوری از صورت چه باشد قرب معنی را بجوی

مصطفی را وصف بشنو از اویس اندر قرن

نغمه ای جز عشق مشنو می مخور جز جام عشق

ساقی آن باده بیار و مطرب آن پرده بزن

در طریقت پا نهادی سر بنه تاجی بگیر

دست برکن زآستین بیخ هوا ازدل بکن

میکند نقش بتان بازی بدل ای دست حق

از فراز کعبه ی دل این بتان را برفکن

تا بکی باشد پریشان از هوا آشفته ات

خانه تو تنگ باشد پیش دشمن مرتهن

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

شاه گیتی خسرو لشکرکش لشکرشکن

سایهٔ یزدان شه کشور ده کشورسِتان

ناصرخسرو

ای دننده همچو دن کرده رخان از خون دن

خون دن خونت بخواهد ریخت گرد دن مدن

همچو نخچیران دنیدی، سوی دانش دن کنون

نیک دان باید همیت اکنون شدن ای نیک دن

راه زد بر تو جهان و برد فر و زیب تو

[...]

ازرقی هروی

سوسن و سنبل نمود از زلف و عارض یار من

سنبلی بس با بلا و سوسنی بس با فتن

سوسن از سیم پلید و سنبل از مشک سیاه

در پلیدی صد ملاحت ، در سیاهی صدشکن

نوروزیب از روی و قد او همی خواهند دام

[...]

منوچهری

ای نهاده بر میان فرق جان خویشتن

جسم ما زنده به جان و جان تو زنده به تن

هر زمان روح تو لختی از بدن کمتر کند

گویی اندر روح تو مضمر همی‌گردد بدن

گر نیی کوکب، چرا پیدا نگردی جز به شب

[...]

قطران تبریزی

ای سهی سرو روان از تو بهشت آئین چمن

روی تو ماهست و گرد ماه از انجم انجمن

مشک داری بر شقایق ورد داری بر عقیق

سرو داری بر گل و شمشاد داری بر سمن

از نسیم زلف تو همچون شمن گردد صنم

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه