منصور صفت سر بسردار بدیدیم
گفتیم سخن حق و بمطلب برسیدیم
شور تو پری از دل دیوانه نیفتاد
هر چند بر او حرز یمانی بدمیدیم
مجنون بفغان بود پی محمل لیلی
نه بانگ جرس بود که در دشت شنیدیم
خضر خط سبز تو بر او راه نمون شد
آن چشمه که اندر ظلماتش طلبیدیم
جز داغ ندیدیم از این لاله خودروی
جز خار از این نخل محبت نچشیدیم
حاشا که زنم شکوه ای از خار مغیلان
هر چند بسر بود ره کعبه بریدیم
لعل لب دلدار گزیدند رقیبان
چندانکه سر انگشت بحسرت بگزیدیم
دادیم بچین سر زلفت دل شیدا
در چنگل شاهین چو کبوتر بطپیدیم
المنة لله که زجان دست بشستیم
پروازکنان از قفس تن برهیدیم
گو نوبتی امشب بزند کوس بشارت
کان پرده که بدحاجب دیدار دریدیم
آشفته سحابی بر خورشید ولایت
جز پرتو خورشید بگو هیچ ندیدیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربیات عاشقانه و احوال درونی خود سخن میگوید. او از دیدار با محبوب و شور و شوقی که در دلش دارد، میگوید و اشاره میکند که با وجود مشکلات و دردهای عشق، از این راه خالی از حیات نمانده و خوشنود است. با بیان تصاویری چون فغان مجنون و داغ لاله، او از زیباییها و سختیهای عشق میگوید و در نهایت، با ابراز شکرگزاری از آزادی و رهایی از قید و بند تن، به امید دیدار دوباره محبوب خود میرسد. این غزل حاکی از آلام و شادیهای عشق و تداوم تلاش برای رسیدن به معشوق است.
هوش مصنوعی: ما منصور را دیدیم که شجاعت و خصائل نیکش را به ما نشان میداد و در آن حال، درباره حقایق و موضوعات عمیق سخن میگفت.
هوش مصنوعی: عشق و شور تو هرگز از دل مجنون نرفت، حتی با اینکه ما برایش دعا و خیرخواهی کردیم.
هوش مصنوعی: مجنون، در جستجوی لیلی فریاد میزد و صدای جرس که در دشت شنیدیم، مربوط به کاروان نبود.
هوش مصنوعی: خضر با خط سبز خود، راه را به او نشان داد و آن چشمهای که در تاریکیها به دنبالش بودیم، نمایان شد.
هوش مصنوعی: جز غم و درد، چیزی از این عشق ندیدیم و از محبت این نخل، جز تلخی داهستهای را نچشیدیم.
هوش مصنوعی: هرگز نخواهم شکایت کنم از زخمهای خار مغیلان، حتی اگر در مسیر رسیدن به هدفم دچار سختی شوم.
هوش مصنوعی: لب قرمز و زیباى معشوقه را رقیبان چنان حسرت میبرند که به ناخن خود پشیمانی میزنیم.
هوش مصنوعی: دلمان را در دستان زیبای تو قرار دادیم و مانند کبوتر در جنگل شاهین، در حال پرواز و شوق و هیجان به گرد زلفت میچرخیم.
هوش مصنوعی: خدا را شکر که از زندگی دنیوی رهایی یافتیم و به سوی آزادی و آرامش پرواز کردیم.
هوش مصنوعی: امشب نوید خوشی را سر میدهند، چرا که پردهای که مانع دیدار ما بود، اکنون کنار رفته است.
هوش مصنوعی: در میان هیاهوی دنیا و بینظمیهای آن، تنها روشنایی و هدایت امام و رهبر را مشاهده کردیم و هیچ چیز دیگری برای ما از اهمیت برخوردار نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
آن جای که ابرار نشستند نشستیم
وان راه که احرار گزیدند گزیدیم
گوش خود و گوش همه آراسته کردیم
[...]
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
بس . . . ن غلامان نکو روی دریدیم
شلوار عروسان زره زلف گشادیم
بر گنبد ترکان پریچهره خزیدیم
بس گنده مغلوک کهن را یله کردیم
[...]
سر جمله بدانید که در عالم پاداش
آنها که درین راه بدادیم بدیدیم
ما را همه مقصود ببخشایش حق بود
المنّة للَّه که بمقصود رسیدیم.
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم
بسیار درین بادیه شوریده برفتیم
بسیار درین واقعه مردانه چخیدیم
گه نعرهزنان معتکف صومعه بودیم
[...]
آن جایکه احرار نشینند، نشستیم
وان کار که ابرار گزیدند، گزیدیم
دیدیم که در عهدۀ صدگونه وبالیم
خود را به یکی جان ز همه باز خریدیم
مارا همه مقصود به آمرزش حق بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.