چون خال هندوی تو بر آتش نشستهایم
سوزان ولیک تازه و تر خوش نشستهایم
برد و سلام خواند بر او جبرئیل عشق
در باغ چون خلیل و بر آتش نشستهایم
رد و قبول در کف صورت نگار و ما
چو لعبتی به کاخ منقش نشستهایم
عشق تو آتشی است پی امتحان و ما
اندر خلاص چون زر بیغش نشستهایم
مست شراب رنجه ز درد سر خمار
ما از شراب عشق تو سر خوش نشستهایم
قومی کنند بر سر دنیای دون نزاع
ما فارغ از نزاع و کشاکش نشستهایم
آشفتگی ما چو ز سودای زلف تست
مجموع خاطریم و مشوش نشستهایم
تا رایض است مهر علی چرخ رام ماست
نشکفت اگر به توسن سرکش نشستهایم
ما زر نهایم لیک خود از معدن زریم
پهلوی زر ناب چو مرقش نشستهایم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و پرشور شاعر پرداخته است. او خود را در آتش عشق معشوق مییابد و از سوز و شادی همزمانی که این عشق برایش به ارمغان آورده، سخن میگوید. در مواجهه با دیگران که درگیر دنیا و نزاعهای آن هستند، او و همراهانش در حالتی از آرامش و خلوص قرار دارند، زیرا عشقشان آنها را از دغدغهها دور کرده است. شاعری که خود را در آتش عشق میبیند، همچنان امیدوار و سرخوش از تجربیات عاطفیاش نسبت به معشوق است و در همین حال، بر اهمیت و ارزش درونی عشق و وجود خود تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ما در آتش نشستهایم و میسوزیم، اما همچنان شاداب و سرزنده هستیم.
هوش مصنوعی: جبرئیل عشق به او سلام کرد و در باغ مثل ابراهیم خلیل نشستهایم و در آتش هستیم.
هوش مصنوعی: تصویر زیبا و چهره دلربای محبوب حاکی از تأثیر و زیبایی خاصی است، و ما همچون دکوری زینتی در یک کاخ پر زرق و برق قرار داریم.
هوش مصنوعی: عشق تو مانند آتش، آزمونی برای ماست و ما در این امتحان، همچون طلا بدون ناخالصی، به آرامی و با استواری نشستهایم.
هوش مصنوعی: ما از درد و کسالت ناشی از خماری رنج میبریم، اما به خاطر عشق تو خوشحال و سرخوش نشستهایم.
هوش مصنوعی: گروهی بر سر دنیای پست و زودگذر درگیر جدل و بحث هستند، در حالی که ما بدون توجه به این نزاعها و درگیریها، در آرامش نشستهایم.
هوش مصنوعی: ما از درگیریهای خود به خاطر زیباییهای تو دچار آشفتگی شدهایم، و از یادآوری خاطراتمان در حالت سردرگمی نشستهایم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق علی در دل ما برقرار است، زندگی ما تحت کنترل و آرامش است. اگرچه ممکن است در شرایط سخت و دشوار قرار گرفته باشیم و سوار بر اسبی بیقراری باشیم، ولی به خاطر همان عشق و محبت، همچنان امیدوار و مقاوم خواهیم ماند.
هوش مصنوعی: ما مانند طلا نیستیم، اما خود از دل معدن طلا آمدهایم. در کنار طلاهای خالص نشستهایم، همچون پرندهای که در کنار طلا قرار دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عمریست تا جدا ز تو مهوش نشستهایم
پروانهایم و دور ز آتش نشستهایم
با آنکه عیش از دل ما نسخه میبرد
دایم چو زلف یار مشوّش نشستهایم
در انتظار سرمة گردی از آن سوار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.