تا که در حلقه زلف تو پناهی داریم
با همه سلسلهٔ ربطی و راهی داریم
بجز از مرتع حسنت نکند دل خوش جای
تا که از سبزه خط مهر و گیاهی داریم
ما همه یوسف مصرغم عشقیم و براه
جز زنخدان تو مپندار که چاهی داریم
ترک چشم تو بقلب دل عشاق چو زد
گفت این فتح زبرگشته سپاهی داریم
لشکر غمزه خوبان نکند رخنه در او
تا که در کشور دل همچو تو شاهی داریم
نگه مست تو از کعبه بدیرم افکند
این همه مرتبه از نیم نگاهی داریم
گفت از آه سر زلف من آشفته شده
تو مپندار که ما قوت آهی داریم
لاله آشفته چو من زآن خم مو دلخون است
هر دو در سینه نهان داغ سیاهی داریم
تا که خاک در کریاس علی افسر ماست
کی سر افسری و فکر کلاهی داریم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی محبوبش سخن میگوید و بیان میکند که وجود زلف و چهره محبوب، پناهگاهی برای دل عاشق است. او تنها در زیبایی محبوب احساس خوشبختی میکند و خود را مانند یوسف مصر در عشق میبیند. شاعر با تصاویری از عشق و زیبایی، از قدرت نگاه محبوب و تأثیر آن بر دل عاشقان صحبت کرده و بر لزوم وجود محبوب به عنوان شاه دلها تأکید میکند. او همچنین به غم وجودی که از عشق به محبوب میآید اشاره کرده و در نهایت به زیبایی و درد عشق به عنوان دو جنبه همزمان از وجود خود اشاره دارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در زلف تو پناهگاهی داریم، ما با تمام ارتباطها و راههایی که داریم، در امانیم.
هوش مصنوعی: جز سرزمین زیبایی تو، دل هیچجا خوش نیست؛ تا زمانی که بر روی سبزههای آن، نشان عشق و زندگی را داریم.
هوش مصنوعی: ما همه مانند یوسف هستیم که در عشق به تو گرفتاریم و تصور نکن که غیر از زیبایی تو، چیزی دیگری داریم که به آن دل ببندیم.
هوش مصنوعی: نگاه تو به دل عاشقان ضربهای زد که گویا این پیروزی، نتیجهی زحمت و تلاش یک سپاه است.
هوش مصنوعی: غمزههای زیبا با دلهای ما بازی نمیکنند تا زمانی که در سرزمین دل، تو را به عنوان شاهی داریم.
هوش مصنوعی: نگاه پر از جذبه و مستی تو، مرا به کعبه و دلخواهیهای زیادی کشانده است. فقط با نیم نگاهی از تو، به این همه عشق و اشتیاق دست یافتهام.
هوش مصنوعی: گفتند که آه و نالهام باعث شده تا موهایم به هم بریزد، اما تو فکر نکن که ما از این آهها قدرتی برای تأثیرگذاری داریم.
هوش مصنوعی: لالهای که به هم ریخته و بیقرار است، به خاطر تاب و حالت موی دلکشش، دل من را نیز خونین کرده. هر دو، لاله و من، در درون خود داغی سیاه و عمیق داریم که پنهان مانده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خاک در کولهپشتی ما وجود دارد، ما نه فقط افسر هستیم بلکه برای فکر کردن به مقام و جایگاه بالاتر هم آمادهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در خرابات مغان تا که پناهی داریم
بسموات و به اهلش همه راهی داریم
بی سر و پای در میکده از پرتو جام
بهتر از افسر جمشید کلاهی داریم
به هجوم ار شکند قلب سپه لشکر خصم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.