وه که جز جور و جفا رسم نکورویان نیست
بیوفا هست گل باغ و چه گل رویان نیست
کیمیائیست وفا گرچه در این دور زمان
کیست کز جان و دل اکسیر مرا جویان نیست
بس سکندر زپی چشمه حیوان جا داد
نتوان گفت که کس در طلبش پویان نیست
هر کرا بار بود در حرم خلوت یار
غمش از سرزنش گفته بدگویان نیست
گر کسی یار نکو روی در آغوش کشید
فارغ از شنعت پی در پی بدجویان نیست
عاقلش آدمی آشفته نخواند هرگز
هر که دیوانه زنجیر پریرویان نیست
در بر اهل ادب صاحب دیوان نبود
هر کرا نام علی زیب ده دیوان نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد مشکلات وفا و وفاداری میپردازد و بیان میکند که در دنیای کنونی کمتر کسی است که به وفا پایبند باشد. او با اشاره به کمبود نیکروان و مشکلات ناشی از بدگوییها، تلخیهای زندگی عاشقانه را مطرح میکند. در عین حال، شاعر به این نکته اشاره دارد که کسانی که از عشق و زیباییهای واقعی محروماند، دیوانه به حساب نمیآیند. او همچنین تاکید میکند که علوم و ادبیات هم به نوعی از نامهای بزرگ و شخصیتهای فاخر الهام میگیرند.
هوش مصنوعی: وای بر من که جز سختی و ستم در خصوص نابکاران، چیزی وجود ندارد. به راستی که در این باغ، گلهای بیوفا هستند و هیچ گلی از روی زیبا وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وفا مانند طلا و نایاب است و در این زمانه کسی پیدا نمیشود که برای عشق و علاقهام ارزش قائل باشد و به دنبال آن باشد.
هوش مصنوعی: سکندر، که به دنبال چشمهی زندگی بود، نتوانست آن را بیابد و نمیتوان گفت که هیچکس در جستجوی آن نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش عشق معشوق را دارد، نباید نگران سخنانی باشد که بدگویان دربارهاش میزنند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به آغوش زیبایی دلربا برود، این باعث نمیشود که از بدگوییها و حاشیهسازیهای اطرافیان در امان باشد.
هوش مصنوعی: آدم عاقل هرگز کسی را که در عشق پریرویان دیوانه شده است، آشفته و مجنون نمینامد.
هوش مصنوعی: در میان اهل دانش و ادب، کسی که با شخصیت و فضایل علی آشنا نباشد، نمیتواند در زمره بزرگان به حساب آید، زیرا نام علی برای دیوان شعر و ادب ارزش و زیبایی ویژهای دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کفر و ایمان دو طریقیست که آن پنهان نیست
فرق این هر دو بنزدیک خرد آسان نیست
کفر نزدیک خرد نیست چو ایمان که بوصف
اهرمن را صفت برتری یزدان نیست
گهر ایمان جستهست ز ارکان سپهر
[...]
در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
زرق نفروشم و زهدی ننمایم کان نیست
ای که منظور ببینی و تأمل نکنی
گر تو را قوت این هست مرا امکان نیست
ترک خوبان خطا عین صوابست ولیک
[...]
هر که دیوانه رخسار پریرویان نیست
آدمی زاده مگوئید که او حیوان نیست
هر که چون شمع نسوزد نشود روشن دل
محرم وصل حریم حرم جانان نیست
کو بکو قرب در آن کوی که بارش ندهند
[...]
آیتی چون خط مشکین تو در قرآن نیست
نقطه چون خال تو در دایره امکان نیست
محک آدمیان چهره گندم گون است
دست رد هر که بر این رنگ زند انسان نیست
دید تا قامت موزون ترا سرو سهی
[...]
اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
برو ای خواجه که در عشق ترا فرمان نیست
منظر دوست چرا از نظری اشک فشان
نوبهاریست که دروی اثر از باران نیست
روی بیگانه چو روز است ولی روز فراق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.