الا ای باغبان خاصیت سرو روان دانی
اگر آن سروبالا را به جای سرو بنشانی
بنازم ایزد گلی دارم که از خار و خزان فارغ
اگر آن گل ببینی روی از گلشن بگردانی
اگر دامنکشان آید به باغ آن سرو گلچهره
به سرو و سنبل و سوری و گل دامن برافشانی
مگر باغ نظر دارم که باغی در نظر دارم
اگر آید به جلوه در جمال او فرومانی
نهال تو ترنج آرد نهال من شکر بارد
برو آشفتهوش میبایدت حرز یمان خوانی
کدامین حرز از آن بهتر که خوانی مدحت حیدر
که در هرجا که درمانی خود از این حرز برهانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از باغبان خواهان توجه به زیبایی سرو روان و گلهای خوشبو میشود. او به تمایز میان گل و خار اشاره کرده و به زیبایی گل میبالد که میتواند دل هر بینندهای را ببرد. با بیان اینکه باغی در نظر دارد، به جاذبه و جذابیت آن باغ عاشقانه اشاره میکند و در انتها به مدح حضرت علی (ع) میپردازد و آن را بهترین حرز و دعا برای درمان دردها میداند. در این شعر، عشق و زیباییهای طبیعی با معانی عمیق معنوی در هم آمیخته شده است.
هوش مصنوعی: ای باغبان، آیا میدانی که اگر آن سرو بلند را به جای سرو دیگری بگذاری، چه اتفاقی میافتد؟
هوش مصنوعی: به آن خالق بزرگ با افتخار میگویم که من گلی دارم که نه تنها از خارها و بیحالیها بیخبر است، بلکه اگر آن گل را ببینی، دلش را از باغ و گلستان برمیگرداند.
هوش مصنوعی: اگر دختری زیبای قدبلند به باغ بیاید، به خاطر زیباییاش گلها و گیاهان همچنین زیبایی و شکوه خود را به نمایش میگذارند و سینت را به دوش میاندازند.
هوش مصنوعی: آیا بهشت و زیباییهایش را دارم که برایم آرزو باشد؟ اگر زیبایی او جلوهگر شود، آیا میتوانم از جذابیتش غافل شوم؟
هوش مصنوعی: درخت تو میوهای ترنج میدهد، درخت من میوهای شیرین و شکر. باید بپذیری که در این حال و روز، نباید به حالاتی چون پریشانی و ناآرامی بپردازی و باید دعا و نیایش کنی.
هوش مصنوعی: کدام دعا و آیه از این بهتر است که تو ستایش حیدر را بخوانی، چون در هر جا که به دنبال درمانی هستی، این دعا به تو کمک میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ازو بی اندهی بگزین و شادی با تن آسانی
به تیمار جهان دل را چرا باید که بخسانی؟
ایا خوشتر ز جان و دل! همه رنج دل و جانی
به رنج تن شدم خرسند اگر دل را نرنجانی
شود بی جان تنم یکسر چو تو لختی بیازاری
تن از آزار جان پیچد تنم را زین قبل جانی؟
اگر چه جانی از انسی همیشه بر حذر باشد
[...]
نگارا ماه گردونی سوارا سرو بستانی
دل از دست خردمندان به ماه و سرو بِستانی
اگر گردون بود مرکب به طلعت ماه گردونی
وگر بستان بود مجلس به قامت سرو بستانی
به آن زلفین شورانگیز مشک اندوده زنجیری
[...]
مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی، مسلمانی
از این آیینِ بیدینان، پشیمانی، پشیمانی
مسلمانی کنون اسمیست بر عرفی و عاداتی
دریغا، کو مسلمانی؟ دریغا، کو مسلمانی؟
فرو شد آفتابِ دین، برآمد روزِ بیدینان
[...]
زهی جاهت فریدونی ، زهی ملکت سلیمانی
به عون تو مسلم شد ز هر آفت مسلمانی
غلط گفتم ، خطا کردم، کجا آید به چشم اندر
تو را جاه فریدونی، تو را ملک سلیمانی؟
نجوید دهر جز از رسم تو آثار فرخنده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.