بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی
آیت حسن و صباحت همه تفسیر نکردی
کور شد ای مه کنعان زغمت دیده یعقوب
رحمی ای تازه جوان بر پدر پیر نکردی
قاصدا نام مرا بردی و غمگین شده یارم
خوب شد شرح غمم را همه تقریر نکردی
تا کمان ابروی تو کرده به زه تیر نظر را
نیست صیدی که در این ناحیه نخجیر نکردی
کی تو نقاش توانی که کشی نقش نگارم
تو که هیچ آن دهن شیرین تصویر نکردی
گر نه ای آهوی مشکین نظر شیر شکاری
از چه مرغ دل مسکین هدف تیر نکردی
می کهنه ببرد اندوه دیرینه حکیما
داروی دفع غم اینست تو تدبیر نکردی
مستی ای نرگس جادو که زدی تکیه بر ابرو
مست می تا نشدی تکیه بشمشیر نکردی
ایکه هست از نظر لطف تو آبادی عالم
دل ویرانه ما را زچه تعمیر نکردی
تا که افتاده بکف سبحه ات ای زاهد خودبین
نیست یکتن که باو حیله و تزویر نکردی
خوش اثر کرد سر زلف تو زنجیر جنون شد
خواب آشفته ما را که تو تعبیر نکردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و غم خود میپردازد و به معشوقش انتقاد میکند که چرا به احساسات و نیازهای او توجه نکرده است. او با استفاده از تشبیهات و تصاویر زیبا، از بیتوجهی معشوق به خود و مظاهر عشق سخن میگوید. شاعر از شخصیتهای مختلف برای بیان احساساتش بهره میبرد و نشان میدهد که معشوق حتی توانایی نداشتن در ترسیم زیباییهای عشق را دارد. همچنین به تاسف از وضعیت خود میپردازد و بیان میکند که با وجود زیبایی و لطف معشوق، دل او خراب و سردرگم است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که اثری از عطر مشک بر گلها ننوشتهای، زیبایی و نیکی را به خوبی تبیین نکردهای.
هوش مصنوعی: ای مه کنعان، چشمان یعقوب به خاطر غمت کور شد. ای جوان تازه، بر پدر پیرت رحمی نداشتی.
هوش مصنوعی: تو نام مرا به کسی گفتی و از این کار، یارم غمگین شد. اما خوب است که تمام درد و دلهایم را برای او بازگو نکردی.
هوش مصنوعی: هر کس که زیبایی و جذبهی چشمانت را ببیند، به تیری شبیه است که در کمین صید است. اما هیچ صیدی در این منطقه وجود ندارد که تو نتوانسته باشی آن را بگیری.
هوش مصنوعی: کی میتوانی نقاشی کنی که تصویر زیبای من را به تصویر بکشی، تو که حتی نتوانستهای تصویر دهن شیرین را بسازی.
هوش مصنوعی: اگر تو نبودای آهوی خوشنگر، پس از چه رو شکارچی با تیرش به پرندهی بیپناهی رحم نکرد و او را هدف قرار داد؟
هوش مصنوعی: می کهنه، دردهای قدیم را از بین میبرد. ای حکیم، درمان رهایی از غم همین است، اما تو هیچ تدبیری برای آن نکردی.
هوش مصنوعی: ای نرگس جادو، حالا که با ابرویی که به آن تکیه زدهای مست شدهای، آیا نمیدانی که بیمستی نمیتوانی به شمشیر تکیه کنی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که با لطف و محبتت جهان را آباد کردهای، چرا دل ویران ما را تعمیر نکردی؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دستانت تسبیح است، ای زاهد خودپسند، هیچ کس را پیدا نمیکنی که به او فریب و نیرنگ نزدی.
هوش مصنوعی: زیبایی و تاثیر سر زلف تو باعث شد که ما در غم و جنون گرفتار شویم، چرا که تو خواب آشفتهمان را تعبیر نکردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی
شرمسار توام ای دیده ازین گریه خونین
که شدی کور و تماشای رخش سیر نکردی
ای اجل گر سر آن زلف درازم به کف افتد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.