گنجور

 
عارف قزوینی

ز طفلی آنچه به من یاد داد استادم

به غیر عشق برفت آنچه بود از یادم

بکند سیل غم عشق بیخ و بنیانم

به باد رفت ز بیداد هجر بنیادم

برای پیروی از دل ملامتم نکنید

برای این که ز مادر برای این زادم

به غمزه از منِ بی‌خانمانِ خانه‌به‌دوش

گرفت هستی و من هرچه داشتم دادم

از آنچه رنگ تعلق به غیر بی‌رنگی

گرفت یا که بخواهد گرفتن آزادم

مرا به آنکه به هستی ز نیستی آورد

قسم، به سایهٔ دیوار نیستی شادم

ز پا درآمده در خون نشسته آن صیدم

که رستم از غم و راحت نشست صیادم

گرفت جا به دلم کوه ناله مبهوتم

چه شد که گوش تو نشنیده داد و فریادم

فغان و ناله و فریاد من جهانی را

فرا گرفت نیامد کسی به امدادم

به نام همت مولا به نقش بی‌رنگی

خوشم به عشق علی در خیال ارشادم

علی بگوی اگر ناتوان شدی عارف

علی نگفتم و در ناتوانی افتادم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ادیب صابر

اگر چه داد سخن در زمانه من دادم

ستاره وار زمانه نمی دهد دادم

زمانه گرچه زمن یافته است روزی داد

چرا به من ندهد آنچه من بدو دادم

رهی نماند زنظم سخن که نسپردم

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

نسیب و مدح و تقاضا فزون زده قطعه

درین دو روزه به هر خواجه یی فرستادم

کم از جوایی باشد براست یا به دروغ

خدای داند اگر کس به خیر و شر دادم

بسی نکوهش خود می کنم که بیهوده

[...]

حکیم نزاری

دریغ کز نظرِ دوستان بیفتادم

به هرزه عمرِ گرامی به باد بر دادم

درین عذاب که بر من عدو ببخشاید

کسی نمی رسد از دوستان به فریادم

خلافِ عقل بود گر نگویمش که چه باد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
خواجوی کرمانی

بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم

وگرنه از چه سبب دل بباد می دادم

عنان باد نخواهم ز دست داد کنون

ولی چه سود که در دست نیست جز بادم

مرا حکایت آن مرغ زیرک آمد یاد

[...]

جامی

زخط سبز خطان سبزه چون کند شادم

دهد شکوفه ز موی سفید خود یادم

شمیم سنبل و بوی گلم ز باد چه سود

چنین که عمر گرانمایه رفت بربادم

چو شاخ میوه که آرد شکوفه پیش از برگ

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه