ز طفلی آنچه به من یاد داد استادم
به غیر عشق برفت آنچه بود از یادم
بکند سیل غم عشق بیخ و بنیانم
به باد رفت ز بیداد هجر بنیادم
برای پیروی از دل ملامتم نکنید
برای این که ز مادر برای این زادم
به غمزه از منِ بیخانمانِ خانهبهدوش
گرفت هستی و من هرچه داشتم دادم
از آنچه رنگ تعلق به غیر بیرنگی
گرفت یا که بخواهد گرفتن آزادم
مرا به آنکه به هستی ز نیستی آورد
قسم، به سایهٔ دیوار نیستی شادم
ز پا درآمده در خون نشسته آن صیدم
که رستم از غم و راحت نشست صیادم
گرفت جا به دلم کوه ناله مبهوتم
چه شد که گوش تو نشنیده داد و فریادم
فغان و ناله و فریاد من جهانی را
فرا گرفت نیامد کسی به امدادم
به نام همت مولا به نقش بیرنگی
خوشم به عشق علی در خیال ارشادم
علی بگوی اگر ناتوان شدی عارف
علی نگفتم و در ناتوانی افتادم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی چون عشق، اندوه، و ناامیدی میپردازد. شاعر از معلم خود یاد میکند که تنها عشق را به او آموخته است و به یاد میآورد که غم عشق عشقهایش را از او گرفته و او را بیخانمان کرده است. او همواره در تلاش است که از دل خود پیروی کند و به بلایای زندگی اشاره میکند که چگونه او را از هستیاش دور کردهاند. شاعر از نالهها و فریادهایش یاد میکند که دنیا را پر کردهاند، اما کسی برای کمک به او نمیآید. در نهایت، او به عشق علی و پیروی از او اشاره میکند و از حالتی ناتوانی که در آن قرار دارد، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: از دوران کودکی، معلمم به جز عشق، چیزهای زیادی به من آموخته است، اما تمام آنچه یاد گرفتم از ذهنم رفته است.
هوش مصنوعی: سیل غم عشق به ریشهام آسیب زد و به خاطر ظلم و ستم جدایی، اساس و پایهام از بین رفت.
هوش مصنوعی: برای پیروی از احساساتم مرا سرزنش نکنید، زیرا من از همان ابتدا با این ویژگی به دنیا آمدهام.
هوش مصنوعی: با یک نگاه فریبنده از سوی تو، من که بیخانمان و آوارهام، زندگیام را به دست تو سپردم و هر آنچه داشتم را به تو تقدیم کردم.
هوش مصنوعی: اگر چیزی که به دیگران تعلق دارد، رنگ و بوی خودش را از دست بدهد، یا اگر قرار باشد آزادی من را محدود کند، من آن را نمیپذیرم.
هوش مصنوعی: مرا به کسی که از عدم به وجود آورد قسم، به سایهٔ دیوار عدم خوشحالم.
هوش مصنوعی: آن شکار زیبایی که در خون خود غوطهور است، به قدری غمگین و از پا درآمده که رستم، قهرمان بزرگ، نیز در برابر این غم و دردی که بر او تحمیل شده، بیحرکت نشسته است.
هوش مصنوعی: دل من پر از ناامیدی و غم است، به طوری که مانند کوهی از ناله و فریاد در درونم احساس میکنم. اما نمیدانم چرا صدای درد و نالم به گوش تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: درد و فریاد من همه جا را پر کرده است، اما هیچکس به کمک من نیامده است.
هوش مصنوعی: با یاد لطف و ارادهی مولا و به تصویر کشیدن زیباییهایی که رنگ و لعابی ندارند، در خیال خود به عشق علی خوشحال هستم و به یاد او هدایت میشوم.
هوش مصنوعی: علی، اگر به ناتوانی دچار شدی، به یاد داشته باش که من نگفتم در این حال به عارف بودن خود ادامه خواهم داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر چه داد سخن در زمانه من دادم
ستاره وار زمانه نمی دهد دادم
زمانه گرچه زمن یافته است روزی داد
چرا به من ندهد آنچه من بدو دادم
رهی نماند زنظم سخن که نسپردم
[...]
نسیب و مدح و تقاضا فزون زده قطعه
درین دو روزه به هر خواجه یی فرستادم
کم از جوایی باشد براست یا به دروغ
خدای داند اگر کس به خیر و شر دادم
بسی نکوهش خود می کنم که بیهوده
[...]
دریغ کز نظرِ دوستان بیفتادم
به هرزه عمرِ گرامی به باد بر دادم
درین عذاب که بر من عدو ببخشاید
کسی نمی رسد از دوستان به فریادم
خلافِ عقل بود گر نگویمش که چه باد
[...]
بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم
وگرنه از چه سبب دل بباد می دادم
عنان باد نخواهم ز دست داد کنون
ولی چه سود که در دست نیست جز بادم
مرا حکایت آن مرغ زیرک آمد یاد
[...]
زخط سبز خطان سبزه چون کند شادم
دهد شکوفه ز موی سفید خود یادم
شمیم سنبل و بوی گلم ز باد چه سود
چنین که عمر گرانمایه رفت بربادم
چو شاخ میوه که آرد شکوفه پیش از برگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.