عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت
تاریخ زندگی همه در درد سر گذشت
گویند اینکه عمر سفر کوته است و من
دیدم که عمر من ز سفر زودتر گذشت
بستی درم ز وصل و گشودی دری ز هجر
آوخ ببین چهها به منِ دربهدر گذشت
هجر تو خون دل به حسابت حواله کرد
در دوریات معیشتم از این ممر گذشت
با کوه کوه بار فراق غمت به کوه
رفتم، رسید سیل سرشک از کمر گذشت
بازیچه نیست عشق و محبت مگر نبود
در راه عشق یار پدر از پسر گذشت؟
سود و زیان و نفع و ضرر دخل و خرج عشق
کردم پس از هزار ضرر سربهسر گذشت
ما را چه خوب دستبهسر کرد تا که چشم
آمد ببیندش که چو برق از نظر گذشت
کو، تا دگر پدید شود گویمش چهها
بر من ز دست ظلم تو بیدادگر گذشت!»
کاری مکن که خلق ز جورت به جان رسند
ای جورپیشه، ورنه ز من یک نفر گذشت
مشکل بُوَد که از خطرِ عشق بگذری
عارف تو را که عمر ز چندین خطر گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف گذر عمر و تأثیرات عشق و جدایی بر زندگی شاعر میپردازد. شاعر به تلخی بیان میکند که عمرش در جدایی و سفر سپری شده و هر دو به نوعی درد و رنج آوردهاند. او به تضاد بین وصل و هجر اشاره میکند و میگوید که جدایی از معشوق به او درد و رنج زیادی تحمیل کرده است. احساسات عمیق و دردناک ناشی از عشق و فراق در این شعر برجسته است و شاعر به عواقب آشکار عشق، نفع و ضرر آن، و همچنین خطرات ناشی از آن اشاره میکند. در نهایت، او هشدار میدهد که نباید با احساسات مردم بازی کرد و از عواقب آن آگاه باشد.
هوش مصنوعی: زندگی من گاهی در دوری و جدایی و گاهی در سفر سپری شد و تاریخ زندگی همهام با مشکلات و دردها گذشت.
هوش مصنوعی: میگویند که مدت سفرهای زندگی کوتاه است، اما من متوجه شدم که عمر من حتی از سفر کردن هم زودتر به پایان رسید.
هوش مصنوعی: تو درِ اتصال به من را بستی و درِ جدایی را به روی من گشودی. آه، ببین چه مصیبتها بر منِ آواره گذشته است.
هوش مصنوعی: دوری تو باعث شد که خیلی رنج ببینم و مشکلات زیادی را تحمل کنم. در این فاصله، زندگیام به سختی و تنگنا گذشت.
هوش مصنوعی: به خاطر دوری و غم تو، به کوه رفتم و در آنجا احساس کردم که اشکهایم مانند سیلی جاری شدند و از کمرم گذشتند.
هوش مصنوعی: عشق و محبت موضوعی ساده و بیاهمیت نیست. آیا بدون وجود عشق، واقعاً میتوان انتظار داشت که پدر از فرزندش بگذرد؟
هوش مصنوعی: بعد از تجربههای بسیار در عشق، چه سود و چه زیان، تمام هزینهها و درآمدها را حساب کردم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که تمامی ضررهای گذشته برابر شده است.
هوش مصنوعی: ما را به خوبی به فراموشی سپرد تا وقتی که چشممان به او افتاد، چون برق از مقابل دیدگانمان گذشت.
هوش مصنوعی: کجا هستی، تا باز هم نمایان شوی؟ به او میگویم که چه چیزها بر من از ظلم و ستم تو گذشته است!
هوش مصنوعی: کاری نکن که مردم از ظلم تو به تنگی بیفتند، ای ظالم. اگر این طور شود، عاقبت کسی از من خواهد گذشت.
هوش مصنوعی: عبارت اشاره دارد به این که عبور از دردها و خطرات عشق کار آسانی نیست. اگر فردی عارف و آگاه باشد، باید بداند که زندگیاش پر از این خطرات بوده و او توانسته از آنها عبور کند. عشق به چالشهای زیادی منجر میشود و تنها کسی که تجربه عمیقی دارد، میتواند این مسیر دشوار را طی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جانا مپرس حال که کار از خبر گذشت
چون پای شد ز جای چه خیزد ز سر گذشت
آتش ز آب میرد و شد زنده تر بسی
تا آتش غم تو بر آب جگر گذشت
چندانکه برفراق تو شد آشنا دلم
[...]
درد دل من از حد و اندازه درگذشت
از بس که اشک ریختم آبم ز سر گذشت
پایم ز دست واقعه در قیر غم گرفت
کارم ز جور حادثه از دست درگذشت
بر روی من چو بر جگر من نماند آب
[...]
دوشم چه بود بی رخت ای دوست سرگذشت
آب دو چشم در غم رویت ز سر گذشت
گفتی بگوی شرح غم حال خویشتن
ترسم ملول گردی از این باب سرگذشت
کان سرو جان شبی نخرامید سوی ما
[...]
دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
از پا در اوفتادم و آبم ز سر گذشت
هر دل، که با وفای تو رفت از جهان برون
جان بخش و مشکبو چو نسیم سحر گذشت
بر طور عشق روی تو هر کس که بار یافت
[...]
دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت
از پا در اوفتادم و آبم ز سرگذشت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.