گنجور

شمارهٔ ۸

 
امیر معزی
امیر معزی » غزلیات
 

خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیدست

یا دست فلک غالیه بر ماه‌ کشیدست

یا رهگذر مورچگان است به ‌گلبرک

یا بر سمن تازه بنفشه بدمیدست

در جمله یکی خط بدیع است‌که آن خط

صد توبه شکسته است و دو صد پرده دریدست

من عاشق آن تُرک پریزاد که او را

هم جعد پریشیده و هم زلف خمیدست

صورتگر چین از حسد صورت خویش

هم خامه شکسته است و هم انگشت‌ گزیدست

من از همه املاک دلی دارم و جانی

و اندر دل و جانم گل شادی شکفیدست

دل دوستی یار دلارام‌ گرفته است

جان بندگی شاه جهاندار گزیدست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناصر دوستعلی نوشته:

در بیت ۵ خوبش باید درست باشه

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.