گنجور

شمارهٔ ۴۸

 
امیر معزی
امیر معزی » غزلیات
 

ای آفتاب یغما ای خَلُّخی نژاده

هم ترک ماه رویی هم حور ماه زاده

هستی به مهر و خدمت استاده و نشسته

هم در دلم نشسته هم پیشم ایستاده

گه راز من‌گشایی زان زلفکان بسته

گه اشک من‌گشایی زان دو لب‌گشاده

تو سیم ساده داری در زیر مشک سوده

من لعل سوده دارم بر روی سیم ساده

گر بی تو شادی آرم یارم مباد شادی

ور بی‌تو باده نوشم نوشم مباد باده

دارم ز دست عشقت دو دست بر سر و دل

بر سر یکی فکنده بر دل یکی نهاده

از دیده آب ریزم وز دل فروزم آتش

با هر دو چیز هستم خرمن به باد داده

دیدم بسی عجایب زین طرفه‌تر ندیدم

چشمی پرآب و آتش بر خرمن اوفتاده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.